سفارش تبلیغ
صبا ویژن

هزاران سؤال

93717

تحریف مسیحیت

 


یکى از منابع اصیل هر دینى، کتاب مقدس آن دین است که نشان از اعتبار و عدم انحراف و تحریف هر دینی می باشد. در این کتابها آموزه‏هاى اساسى و محورى نظام اعتقادى، ارزشى و احکام عبادى مطرح شده است و به وسیله آن، مى‏توان ممیزات هر دینى را از دین و آیین دیگر، تشخیص داد. بر اساس منابع مذهبى ما، تعدادى از پیامبران الهى (آدم، ادریس، نوح، هود، صالح، ابراهیم، موسى، عیسى(ع) و پیامبراکرم(ص) ) داراى کتاب آسمانى بوده‏اند. بحارالانوار، ج 51، ص 27، ح 27 . تمامى این کتاب‏ها از ناحیه خداوند وحى شده است و پیامبران آنها را دریافت کرده و وظیفه ابلاغ آنرا برعهده داشته‏اند. غیر از قرآن مجید تمامى آن کتابها و یا بخش اصلى آن کتابها، مفقود شده و یا متن آنها دچار تحریف گشته است.
هنگامى که پیروان مسیح(علیه السلام)از نعمت حضور این پیامبر الهى در میان خود محروم شدند و حضرتش به سوى آسمان ها صعود کرد، رسولان و حواریون آن حضرت به تبلیغ آیین مسیح(علیه السلام) پرداختند و رنج هاى زیادى را متحمل شدند. ولى پس از مدت کوتاهى «پولُس» که باید وى را معمار مسیحیت کنونى دانست، رهبرى مسیحیت را به دست گرفت. وى نخست یهودى بود که مسیحیان را آزار فراوان مى داده است، اما پس از چندى مسیحى شد و توانست در میان مردم نفوذ پیدا کند. او به عنوان رسول عیسوى در شهرها گردش مى کرد و عقیده مسیحیت را در ضمن دگرگون کردن آن، گسترش مى داد. او الوهیت عیسى(علیه السلام)، فدا شدن او در راه گناهان، و ابطال شریعت را از عقاید مشرکان اقتباس کرده و به باورهای مسیحیت اضافه نمود. با این وصف، عیسى(علیه السلام) که پیامبر خدا بود، خدا شد. خدایى که آمده بود تا مصلوب شود و با مصلوب شدن خویش گناهان پیروان خود را پاک کند. از اینرو، مصلوب شدن عیسى(علیه السلام) به عنوان یک مفهوم کلیدى در مسیحیت مطرح شد که اگر یک مسیحى آن را انکار کند و نظر قرآن که عیسى قبل از مرگ به آسمان صعود کرده است، را بپذیرد دیگر نمى تواند مسیحی باشد و چاره اى جز پذیرش اسلام نخواهد داشت.
از سوى دیگر، حرکت عیسى که براى اصلاح عقاید باطل گسترش یافته در بین یهودیان آغاز شده بود، با انکار شریعت که پیکره اصلى دین در حوزه عمل را تشکیل مى دهد، به انحرافى دو چندان گرفتار گردید. در فرهنگ مسیحى واجب، حرام، و حلال مفهوم خود را از دست داد و الزام به شکل خاصى از عمل در امور مختلف از میان رفت. به همین دلیل، در حالى که ما شاهد آیین و شرایط خاص ذبح در بین یهودیان هستیم، در مسیحیت هیچ آئینى در این جهت وجود ندارد. این مجموعه امور باعث شد، مسیحیت در گذر ایام با مفاهیم اصلى ادیان توحید فاصله جدى بگیرد.
انجیل های کتاب مقدس مدت ها بعد از صعود عیسى(علیه السلام) و در جریان فعالیت ها، درگیرى ها و نفوذ افکار«پولس» و حتى پس از آن هنگامى که عقاید انحرافى وى بر جامعه مسیحى تسلط پیدا کرده بود، نوشته شده اند. از سوى دیگر، محتوا و بافت این اناجیل با کتب آسمانى و وحى الهى سازگارى ندارد و در قالب کتاب سیره به بیان داستان زندگى عیسى(علیه السلام) مى پردازد. و هر چند فرازهایى از کلمات عیسى را مى توان در آن یافت ولى ساخت کلى کتاب بیان تاریخ حیات عیسى(علیه السلام) است. از اینرو، هر چند به اذعان قرآن کریم عیسى(علیه السلام) پیامبرى الهى و داراى کتابى به نام انجیل است، ولى نه آموزه هاى او چندان در مسیحیت معاصر باقى مانده و نه نشان چندانى از کتاب واقعى او مى توان یافت.
در قرون وسطى اندیشمندان مسیحى تلاش کردند عقاید انحرافى موجود در مسیحیت کنونى را به گونه اى توجیه و چهره اى معقول از آن ترسیم کنند. ولى با این همه، پاره اى از مفاهیم انجیل قابل توجیه عقلى نبود و با همه ى تلاشى که فیلسوفان قرون وسطى، همچون «آکویناس»، کردند، نتوانستند همه ى آنچه را که در ظواهر کتاب مقدس بود، به صورت معقول در آورند.
توماس آکویناس که در سده سیزدهم میلادى زندگى مى کرد، قهرمان صحنه الهیات مسیحى است. او تلاش کرد به کمک فلسفه ارسطویى که از طریق کتاب هاى ابن سینا و فرهنگ اسلامى با آن آشنا شده بود، اندیشه ى مسیحى را بازسازى و میان آن فلسفه و الهیات مسیحى سازگارى ایجاد کند. ولى با این همه، پاره اى از مفاهیم انجیل قابل توجیه عقلى نبود و با همه تلاشى که فیلسوفان قرون وسطى، همچون «آکویناس»، کردند، نتوانستند همه آنچه را که در ظواهر کتاب مقدس بود، به صورت معقول در آورند. به طور مثال، اعتقاد مسیحیان این است که عیسى پسر خدا است و ظاهر تثلیث در انجیل این است که عیسى خود خدا مى باشد. در توجیه آن به گونه اى که هم با توحید و هم با انجیل و اعتقاد آنان سازگار باشد، گفتند: خدا سه شخصیت، اما یک طبیعت دارد. پدر، پسر و روح القدس، سه شخصیت و سه اقنوم هستند. بدیهى است که این عقیده و نظایر آن قابل تصحیح و توجیه عقلى نیست، زیرا اگر یک طبیعت سه شخصیت داشته باشد، باید پذیرفت که داراى سه فرد است که در آن طبیعت با هم اشتراک دارند. این امر از یک سو، وجود ماهیت را براى خداوند در پى دارد و از سوى دیگر، با توحید ذات او ناسازگار است.
در این میان، متکلمان و متألهان مسیحى در مقابل این بحران تلاش کردند مباحث جدیدى را براى دفاع از مسیحیت و پاسدارى از ایمان مردم مطرح نمایند و از آن پس فیلسوفان دین نیز هر کدام به گونه اى در باره ى این موضوع به بحث و بررسى پرداختند که مجموعه این گونه مباحث، هویت اندیشه مسیحى در سده معاصر را تشکیل مى دهد.
پس از قرون وسطى و با پیدایش علوم جدید و مواجهه آن با تصویرى که کلیسا و انجیل به تفسیر کلیسایى، از مفاهیم علمى ارایه مى داد، مسئله تعارض علم و دین مطرح شد، و به جهت رونق علوم جدید و شکوفایى آن، چراغ دین مسیحى به خاموشى گرایید. در این میان، متکلمان و متألهان مسیحى در مقابل این بحران تلاش کردند مباحث جدیدى را براى دفاع از مسیحیت و پاسدارى از ایمان مردم مطرح نمایند و از آن پس فیلسوفان دین نیز هر کدام به گونه اى در باره ى این موضوع به بحث و بررسى پرداختند که مجموعه ى این گونه مباحث، هویت اندیشه مسیحى در سده معاصر را تشکیل مى دهد.
تحریف هایی که در مسیحیت انجام شده است با سه رویکرد تاریخى، نگرش محتوایى به مضامین این کتاب‏ها و قضاوت قرآن به عنوان آخرین کتاب آسمانى اثبات مى‏گردد و با اثبات آن، تحریف دین روشن مى‏شود. البته رویکرد سوم تنها براى کسانى قابل قبول است که آسمانى بودن قرآن را قبول دارند؛ اما رویکردهاى پیشین همگانى است؛ از این رو فقط به بیان آن دو مى‏پردازیم.