سفارش تبلیغ
صبا
هزاران سؤال
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» مراقب باشید

دوستان عزیز باید مراقب کسانی باشیم که از راه باطل برگشته اند. معمولا این افراد با بی اعتنایی  دیگران مواجه می شوند و این رفتار، ممکن است آنها را به گردابی که در آن بوده اند برگرداند. برعکس رفتاری که بین مؤمنان دیده می شود، فرقه های انحرافی، به کسانی که جذب می کنند و حتی دیگرانی که با آنها معاشرت دارند، بسیار مهربانانه برخورد می کنند.

نمونه یکی از افراد بازگشته به سمت حق، این وبلاگ است 

http://ahmadkazzab.parsiblog.com/

عاجزانه از شما خواهشمندم هر نوع حمایت معنوی یا نشر مطالب یا ... می توانید در قبال این گونه افراد انجام دهید. نگذارید حس کنند برای بقیه فرقی ندارد که این عزیزان به سمت حق برگشته اند. برخی فرقه ها برای دیگران هزینه می کنند تا آنها را جذب کنند. شما می توانید حداقل این افراد را در حمایت معنوی خود قرار دهید. یا می توانید خاطراتشان را منتشر کنید هم شما سود می برید هم آن فرد. یا برایش تبلیغ کنید. حداقل کمک شما اظهار محبت و معرفی این افراد به دیگرانی است که منحرف شده اند.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ( یادداشت ثابت - جمعه 96/6/11 :: ساعت 3:19 عصر )
»» 100 خصلت پیامبر صلی الله

بی‌شک تأسی به سیره و سنت آن حضرت براساس آیه‌‌کریمه «و لکم فی رسول‌الله اسوه حسنه» و از جمله آنچه در این مطلب به آن اشاره شده، راهگشای مشکلات و مسائل مبتلا به جامعه مسلمانان خواهد بود.

1-هنگام راه رفتن با آرامی و وقار راه می رفت

2-در راه رفتن قدم ها را بر زمین نمی کشید.

3-نگاهش پیوسته به زیر افتاده و بر زمین دوخته بود.

4-هرکه را می دید مبادرت به سلام می کرد و کسی در سلام بر او سبقت نگرفت.

5-وقتی با کسی دست می داد دست خود را زودتر از دست او بیرون نمی کشید.

6-با مردم چنان معاشرت می کرد که هرکس گمان می کرد عزیزترین فرد نزد آن حضرت است.

7-هرگاه به کسی می نگریست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمی کرد.

8-هرگز به روی مردم چشم نمی دوخت و خیره نگاه نمی کرد.

9-چون اشاره می کرد با دست اشاره می کرد نه با چشم و ابرو.

10-سکوتی طولانی داشت و تا نیاز نمی شد لب به سخن نمی گشود.

11-هرگاه با کسی، هم صحبت می شد به سخنان او خوب گوش فرا می داد.

12-چون با کسی سخن می گفت کاملا برمی گشت و رو به او می نشست.

13-با هرکه می نشست تا او اراده برخاستن نمی کرد آن حضرت برنمی خاست.

14-در مجلسی نمی نشست و برنمی خاست مگر با یاد خدا.

15-هنگام ورود به مجلسی در آخر و نزدیک درب می نشست نه در صدر آن.

16-در مجلس جای خاصی را به خود اختصاص نمی داد و از آن نهی می کرد.

17-هرگز در حضور مردم تکیه نمی زد.

18-اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.

19-اگر در محضر او چیزی رخ می داد که ناپسند وی بود نادیده می گرفت.

20-اگر از کسی خطایی صادر می گشت آن را نقل نمی کرد.

21-کسی را بر لغزش و خطای در سخن مواخذه نمی کرد.

22-هرگز با کسی جدل و منازعه نمی کرد.

23-هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگوید.

24-پاسخ به سوالی را چند مرتبه تکرار می کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.

25-چون سخن ناصواب از کسی می شنید. نمی فرمودـ« چرا فلانی چنین گفت» بلکه می فرمود « بعضی مردم را چه می شود که چنین می گویند؟»

26-با فقرا زیاد نشست و برخاست می کرد و با آنان هم غذا می شد.

27-دعوت بندگان و غلامان را می پذیرفت.

28-هدیه را قبول می کرد اگرچه به اندازه یک جرعه شیر بود.

29-بیش از همه صله رحم به جا می آورد.

30-به خویشاوندان خود احسان می کرد بی آنکه آنان را بر دیگران برتری دهد.

31-کار نیک را تحسین و تشویق می فرمود و کار بد را تقبیح می نمود و از آن نهی می کرد.

32-آنچه موجب صلاح دین و دنیای مردم بود به آنان می فرمود و مکرر می‌گفت هرآنچه حاضران از من می شنوند به غایبان برسانند.

33-هرکه عذر می آورد عذر او را قبول می کرد.

34-هرگز کسی را حقیر نمی شمرد.

35-هرگز کسی را دشنام نداد و یا به لقب های بد نخواند.

36-هرگز کسی از اطرافیان و بستگان خود را نفرین نکرد.

37-هرگز عیب مردم را جستجو نمی کرد.

38-از شر مردم برحذر بود ولی از آنان کناره نمی گرفت و با همه خوشخو بود.

39-هرگز مذمت مردم را نمی کرد و بسیار مدح آنان نمی گفت.

40-بر جسارت دیگران صبر می فرمود و بدی را به نیکی جزا می داد.

41-از بیماران عیادت می کرد اگرچه دور افتاده ترین نقطه مدینه بود.

42-سراغ اصحاب خود را می گرفت و همواره جویای حال آنان می شد.

43-اصحاب را به بهترین نام هایشان صدا می زد.

44-با اصحابش در کارها بسیار مشورت می کرد و بر آن تاکید می فرمود.

45-در جمع یارانش دایره وار می نشست و اگر غریبه ای بر آنان وارد می شد نمی توانست تشخیص دهد که پیامبر کدامیک از ایشان است.

46-میان یارانش انس و الفت برقرار می کرد.

47-وفادارترین مردم به عهد و پیمان بود.

48-هرگاه چیزی به فقیر می بخشید به دست خودش می داد و به کسی حواله نمی کرد.

49-اگر در حال نماز بود و کسی پیش او می آمد نمازش را کوتاه می کرد.

50-اگر در حال نماز بود و کودکی گریه می کرد نمازش را کوتاه می کرد.

51-عزیزترین افراد نزد او کسی بود که خیرش بیشتر به دیگران می رسید.

52-احدی از محضر او نا امید نبود و می فرمود « برسانید به من حاجت کسی را که نمی تواند حاجتش را به من برساند.»

53-هرگاه کسی از او حاجتی می خواست اگر مقدور بود روا می فرمود و گرنه با سخنی خوش و با وعده ای نیکو او را راضی می کرد.

54-هرگز جواب رد به درخواست کسی نداد مگر آنکه برای معصیت باشد.

55-پیران را بسیار اکرام می کرد و با کودکان بسیار مهربان بود.

56-غریبان را خیلی مراعات می کرد.

57-با نیکی به شروران، دل آنان را به دست می آورد و مجذوب خود می کرد.

58-همواره متبسم بود و در عین حال خوف زیادی از خدا بردل داشت .

59-چون شاد می شد چشم ها را بر هم می گذاشت و خیلی اظهار فرح نمی کرد.

60-اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود و صدایش به خنده بلند نمی شد .

61-مزاح می کرد اما به بهانه مزاح و خنداندن، حرف لغو و باطل نمی زد.

62-نام بد را تغییر می داد و به جای آن نام نیک می گذاشت.

63-بردباری اش همواره بر خشم او سبقت می گرفت.

64-از برای فوت دنیا ناراحت نمی شد و یا به خشم نمی آمد.

65-از برای خدا آنچنان به خشم می آمد که دیگر کسی او را نمی شناخت

66-هرگز برای خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حریم حق شکسته شود.

67-هیچ خصلتی نزد آن حضرت منفورتر از دروغگویی نبود.

68-در حال خشنودی و نا خشنودی جز یاد حق بر زبان نداشت.

69-هرگز درهم و دیناری نزد خود پس انداز نکرد .

70-در خوراک و پوشاک چیزی زیادتر از خدمتکارانش نداشت.

71-روی خاک می نشست و روی خاک غذا می خورد.

72- روی زمین می خوابید.

73-کفش و لباس را خودش وصله می کرد.

74-با دست خودش شیر می دوشید و پای شتر ش را خودش می بست.

75-هر مرکبی برایش مهیا بود سوار می شد و برایش فرقی نمی کرد.

76-هرجا می رفت عبایی که داشت به عنوان زیر انداز خود استفاده می کرد.

77-اکثر جامه های آن حضرت سفید بود.

78-چون جامه نو می پوشید جامه قبلی خود را به فقیری می بخشید.

79-جامه فاخری که داشت مخصوص روز جمعه بود.

80-در هنگام کفش و لباس پوشیدن همیشه از سمت راست آغاز می کرد.

81-ژولیده مو بودن را کراهت می دانست.

82-همیشه خوشبو بود و بیشترین مخارج آن حضرت برای خریدن عطر بود.

83-همیشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک می زد.

84-نور چشم او در نماز بود و آسایش و آرامش خود را در نماز می یافت.

85-ایام سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه می داشت.

86-هرگز نعمتی را مذمت نکرد.

87-اندک نعمت خداوند را بزرگ می شمرد.

88-هرگز از غذایی تعریف نکرد یا از غذایی بد نگفت.

89-موقع غذا هرچه حاضر می کردند میل می فرمود.

90-در سر سفره از جلوی خود غذا تناول می فرمود.

91-بر سر غذا از همه زودتر حاضر می شد و از همه دیرتر دست می کشید.

92-تا گرسنه نمی شد غذا میل نمی کرد و قبل از سیر شدن منصرف می شد.

93-معده اش هیچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد.

94-در غذا هرگز آروغ نزد.

95-تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمی خورد.

96-بعد از غذا دستها را می شست و روی خود می کشید.

97-وقت آشامیدن سه جرعه آب می نوشید؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله.

98-از دوشیزگان پرده نشین با حیاتر بود.

99-چون می خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه می خواست.

100-اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسیم می کرد: بخشی برای خدا، بخشی برای خانواده و بخشی برای خودش بود و وقت خودش را نیز با مردم قسمت می کرد.

منابع: کتاب «منتهی الآمال» محدث قمی و کتاب «مکارم الاخلاق» طبرسی



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ( دوشنبه 96/9/20 :: ساعت 6:36 صبح )
»» 103 خصلت مومن از دیدگاه پیامبر صلی الله

رُوِی أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ:لا یَکْمُلُ الْمُؤْمِنُ إِیمَانُهُ حَتَّى یَحْتَوِیَ عَلَى مِائَهٍ وَ ثَلَاثِ خِصَالٍ فِعْلٍ وَ عَمَلٍ وَ نِیهٍ وَ ظَاهِرٍ وَ بَاطِنٍ

فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(ع):یا رَسُولَ اللَّهِ مَا یکُونُ الْمِائَهُ وَ ثَلَاثُ خِصَالٍ فَقَالَ یا عَلِی مِنْ صِفَاتِ الْمُؤْمِنِ أَنْ یکُونَ.

از رسول خدا (ص) روایت شده که فرمودند ایمان مومن کامل نمی شود تا اینکه دارای 103 خصلت در فعل و عمل و نیت و باطن و ظاهر گردد آنگاه امیرالمومنین( ع) فرمودند یا رسول الله آن 103 خصلت کدامند؟ فرمودند یا علی از جمله صفات مومن اینست که:

جَوَّالَ الْفِکْرِ- جَوْهَرِی الذِّکْرِ- کَثِیراً عِلْمُهُ – عَظِیماً حِلْمُهُ –

اندیشه اش بسیار متحرک وپویاست – ذاتا متذکر وبه یاد خداست –علم و دانشش فراوان – بردباریش بزرگ

جَمِیلَ الْمُنَازَعَهِ- کَرِیمَ الْمُرَاجَعَهِ- أَوْسَعَ النَّاسِ صَدْراً- وَ أَذَلَّهُمْ نَفْساً

خوش برخورد در کشمکش – بزرگوار در بازگشت و پذیرش – سعه صدرش از همه بیشتر – و نفسش از همه خاکسار تر است

ضِحْکُهُ تَبَسُّماً- وَ اجتماعه تَعَلُّماً- مُذَکِّرَ الْغَافِلِ- مُعَلِّمَ الْجَاهِلِ

خنده اش تبسم –گرد هماییش برای تعلم ویادگیری – تذکردهنده به غافل- و آموزنده جاهل است

لَا یؤْذِی مَنْ یؤْذِیهِ _ وَ لَا یخُوضُ فِیمَا لَا یعْنِیهِ_ وَ لَا یشْمَتُ بِمُصِیبَهٍ

به کسی که آزارش می کند آزاری نمی رساند – و در آنچه به دردش نمی خورد وارد نشود و هیچ کس را به مصیبتی سرزنش و شماتت نمی کند

وَ لَا یذْکُرُ أَحَداً بِغِیبَهٍ- بَرِیئاً مِنَ الْمُحَرَّمَاتِ- وَاقِفاً عِنْدَ الشُّبُهَاتِ

و هیچ کس را با غیبت یاد نمی کند – از کارهای حرام بیزار است – و در موارد شبهه قدم بر نمی دارد

کَثِیرَ الْعَطَاءِ- قَلِیلَ الْأَذَى- عَوْناً لِلْغَرِیبِ -وَ أَباً لِلْیتِیمِ

بخششش فراوان – آزارش بسیار کم – برای غریب و ناآشنا یاور – و برای یتیم پدر است

بُشْرُهُ فِی وَجْهِهِ- وَ حُزْنُهُ فِی قَلْبِهِ- مُسْتَبْشِراً بِفَقْرِهِ

شادابی وخرمی اش درچهره – وحزن واندوهش دردل– وبه نیازخود(به خدا)خرسند است

أَحْلَى مِنَ الشَّهْدِ- وَ أَصْلَدَ مِنَ الصَّلْدِ- لَا یکْشِفُ سِرّاً- وَ لَا یهْتِکُ سِتْراً

شیرین تر از عسل- وسخت تر از سنگ است – و هیچ رازی را فاش نسازد –و هیچ پرده ای را ندرد

لَطِیفَ الْحَرَکَاتِ- حُلْوَ الْمُشَاهَدَهِ -کَثِیرَ الْعِبَادَهِ- حَسَنَ الْوَقَارِ

حرکاتش لطیف- دیدارش شیرین- عبادتش بسیار – وقارش نیکو

لَینَ الْجَانِبِ- طَوِیلَ الصَّمْتِ- حَلِیماً إِذَا جُهِلَ عَلَیهِ

برخوردش نرم – سکوتش طولانی است – اگر درباره او به نادانی رفتار شود حلیم و بردبار است

صَبُوراً عَلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَیهِ – یجِلُّ الْکَبِیرَ وَ یرْحَمُ الصَّغِیر

برکسی که به او بدی کرده است شکیبا است – بزرگتر راگرامی داشته و به کوچکتر رحم می کند

أَمِیناً عَلَى الْأَمَانَاتِ- بَعِیداً مِنَ الْخِیانَاتِ- إِلْفُهُ التُّقَى وَ حِلْفُهُ الْحَیاءُ

برامانت هاامین- وازخیانت ها به دور است – همدم او تقوا و هم پیمان او شرم و حیاست

کَثِیرَ الْحَذْرِ- قَلِیلَ الزَّلَلِ- حَرَکَاتُهُ أَدَبٌ -وَ کَلَامُهُ عَجِیبٌ

پرهیزش بسیار – و لغزشش کم،حرکاتش مودبانه – وگفتارش مایه شگفتی است

مُقِیلَ الْعَثْرَهِ- وَ لَا یتَّبِعُ الْعَوْرَهَ- وَقُوراً صَبُوراً- رَضِیاً- شَکُوراً

از خطا و لغزش در می گذرد – و در پی عیوب دیگران نمی رود –   با وقار – صبور – خشنود و راضی – سپاسگذار

قَلِیلَ الْکَلَامِ- صَدُوقَ اللِّسَانِ- بَرّاً – مَصُوناً – حَلِیماً-

کم حرف –راست گفتار – نیکوکار- مصون و محفوظ- بردبار-

رَفِیقاً- عَفِیفاً –شَرِیفاً- لَا لَعَّانٌ وَ لَا کَذَّابٌ

رفیق و سازگار- پاکدامن– با شرافت است لعن کننده ودروغگو نیست

وَ لَا مُغْتَابٌ- وَ لَا سَبَّابٌ- وَ لَا حَسُودٌ- وَ لَا بَخِیلٌ- هَشَّاشاً بَشَّاشاً

غیبت کننده نیست –دشنام نمی دهد نه حسود است و نه بخیل –گشاده رو و شاداب است

لَا حَسَّاسٌ وَ لَا جَسَّاسٌ -یطْلُبُ مِنَ الْأُمُورِ أَعْلَاهَا- وَ مِنَ الْأَخْلَاقِ أَسْنَاهَا

نه ظریف و حساس است و نه کنجکاو و جاسوس – از کار ها عالی ترین را طلب می کند – و از اخلاق برجسته ترین را

مَشْمُولًا بِحِفْظِ اللَّهِ -مُؤَیداً بِتَوْفِیقِ اللَّهِ- ذَا قُوَّهٍ فِی لِین

حفظ خداشامل حال اوست– به توفیق الهی یاری شده است – ودرعین نرمش قوی است

وَ عَزْمَهٍ فِی یقِینٍ -لَا یحِیفُ عَلَى مَنْ یبْغِضُ- وَ لَا یأْثَمُ فِی مَنْ یحِبُّ

وتصمیمش همراه با یقین – باکسی که دشمن باشد ستم نمی کند– و درباره کسی که دوستش دارد به گناه نمی افتد

صَبُورٌ فِی الشَّدَائِدِ- لَا یجُورُ وَ لَا یعْتَدِی- وَ لَا یأْتِی بِمَا یشْتَهِی

در سختی ها بسیار شکیباست – نه ستم می کند و نه تجاوز – و هر چه دلش خواست انجام ندهد

الْفَقْرُ شِعَارُهُ- وَ الصَّبْرُ دِثَارُهُ – قَلِیلَ الْمَئُونَهِ – کَثِیرَ الْمَعُونَهِ

جامه زیرینش نیاز (به خدا)- و جامه زبرینش صبر ومقاومت – هزینه و زحمتش اندک –کمک و یاریش بسیار

کَثِیرَ الصِّیامِ – طَوِیلَ الْقِیامِ- قَلِیلَ الْمَنَامِ- قَلْبُهُ تَقِی- وَ عِلْمُهُ زَکِی

روزه داری او بسیار – قیام و عبادتش طولانی – خوابش کم –    قلبش پرهیزگار و علم و دانشش پاکیزه است

إِذَا قَدَرَ عَفَا -وَ إِذَا وَعَدَ وَفَى- یصُومُ رَغْباً -وَ یصَلِّی رَهْباً

هنگامی که قدرت یابد عفو نماید – و هنگامی که وعده دهد وفانماید – بامیل ورغبت روزه می گیرد– وباترس وخوف نمازمی خواند

وَ یحْسِنُ فِی عَمَلِهِ کَأَنَّهُ نَاظِرٌ إِلَیهِ -غَضَّ الطَّرْفِ- سَخِی الْکَفِّ

چنان نیکو عمل می کندکه گویااورامی بینند–دیده اش (از ناروا ) فرو بسته – دستش باسخاوت است

لَا یرُدُّ سَائِلًا – وَ لَا یبْخَلُ بِنَائِلٍ- مُتَوَاصِلًا إِلَى الْإِخْوَانِ- مُتَرَادِفاً إِلَى الْإِحْسَانِ

در خواست کننده ای را رد نکند –ونسبت به دستاورد دیگران بخل نورزد – بابرادران ارتباط و پیوستگی دارد – در نیکوکاری پیاپی اقدام کند

یزِنُ کَلَامَهُ وَ یخْرِسُ لِسَانَهُ- لَا یغْرَقُ فِی بُغْضِهِ- وَ لَا یهْلِکُ فِی حُبِّهِ

سنجیده سخن می گوید و زبانش را می بندد-در خشم و دشمنی غرق نشود – و در دوستیش هلاک نگردد

لَا یقْبَلُ الْبَاطِلَ مِنْ صَدِیقِهِ وَ لَا یرُدُّ الْحَقَّ مِنْ عَدُوِّهِ- وَ لَا یتَعَلَّمُ إِلَّا لِیعْلَمَ وَ لَا یعْلَمُ إِلَّالِیعْمَلَ

باطل را از دوستش نمی پذیرد و در مقابله با دشمن حق را پایمال نمی کند– دانش را نمی آموزد مگربرای دانستن وآگاهی ، و نمی آموزد مگر برای عمل

قَلِیلًا حِقْدُهُ- کَثِیراً شُکْرُهُ- یطْلُبُ النَّهَارَ مَعِیشَتَهُ- وَ یبْکِی اللَّیلَ عَلَى خَطِیئَتِهِ

کینه اش اندک –شکروسپاس بسیار –در روز به جستجوی معاش می پردازد ودر شب بر خطا وگناهش گریه می کند

إِنْ سَلَکَ مَعَ أَهْلِ الدُّنْیا کَانَ أَکْیسَهُمْ وَ إِنْ سَلَکَ مَعَ أَهْلِ الْآخِرَهِ کَانَ أَوْرَعَهُمْ

اگربااهل دنیاهمراه شودزیرکترین آنهاست واگربااهل آخرت همراه باشدپارساترین آنهاست

لَا یرْضَى فِی کَسْبِهِ بِشُبْهَهٍ- وَ لَا یعْمَلُ فِی دِینِهِ بِرُخْصَهٍ

درکسب خویش مواردشبهه رانمی پسندد–ودرعمل به دینش دنبال عذرورخصتی نمیرود

یعْطِفُ عَلَى أَخِیهِ بِزَلَّتِهِ- وَ یرْضَى مَا مَضَى مِنْ قَدِیمِ صُحْبَتِهِ

با خطا و لغزش برادر دینیش به عطوفت رفتار نماید –و حق دوستی دیرینه را مراعات می کند

منبع : بحار الانوار -جلد 67- ص210



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ( دوشنبه 96/9/20 :: ساعت 6:34 صبح )
»» آندلس دوم..... طلبه باید

اگر در مسائل سیاسی، اصولگرایی یا اصلاح طلبی را مثل طرفداری از استقلال یا پرسپولیس فرض کنیم، نتیجه اش دفاع بی قید  و شرط از یک رنگ و مرام سیاسی میشود.

طلبه باید از جانبداری و سنگ گروهی را به سینه زدن، بپرهیزد و طرفدار تیم ملی یعنی اسلام باشد.

 

در جایگاه قضاوت نیستم ولی حاصل کار همه گروه های سیاسی تا کنون این شده است:

قدرت نظامی بالا

پیشرفت هایی در زمینه علم و طب و فناوری

و....

اما مشکلات موجود:

برای عموم مردم:

ترویج بی بند و باری، رواج مشروبات الکلی و مسائل جنسی، اعتیاد به مواد مخدر

برای تحصیلکردگان دانشگاهی:

ترویج اندیشه های انحرافی در قالبهای مختلف مثل مسیحیت، بهائیت، عرفانهای کاذب، ترویج باستانگرایی و ضدیت با اسلام، ترویج اندیشه های علوم انسانی متضاد با اسلام

 

وظیفه ما ترویج اسلام در برابر این مشکلات است. وگرنه شاید با هجمه های فراوان و همه جانبه استعمار و مشکلات موجود داخلی مثل فسادها و باندبازی ها و .... آندلس دوم باشیم.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ( شنبه 96/9/18 :: ساعت 7:9 صبح )
»» ماشیح

بسم الله الرحمن الرحیم

هم? انبیاء به آمدن یک منجی که نجات دهند? مردم است بشارت داده اند. این بشارت ها در تورات و اناجیل دیده می شود. اغلب مسلمانان گمان دارند که منجی ادیان، همان امام زمان عج است. آنها توجه نمی کنند که آن منجی در واقع، یک نبی است. و چون امام زمان، پیامبر و نبی نیست پس ایشان شخص وعده شده در عهدین نخواهند بود.

 

ما در این بحث باید به دو موضوع بپردازیم:

1. اوصاف ماشیح (در تورات و اناجیل) بر حضرت رسول اکرم ص تطبیق می شود.

2. چرا حضرت رسول اکرم ص خودش به یکی از فرزندانش به نام مهدی وعده کرده است.

 

میشه خودکلمه ی ماشیح راتوضیح بفرمایید؟

 

اصل این کلمه، ماشیاه است؛ به معنی منجی.

متأسفانه با تغییر (هِی) به (حت) این کلمه را به ماشیح تبدیل کرده و معنای جدیدی به آن بخشیده اند و مدعی شده اند که ماشیح باید مسح شود.

در حالیکه ماشیاه رئیس جهان است و هیچ کس بالاتر از او وجود ندارد که بتواند او را مسح کند. اگر به موارد مسح در تورات نگاه کنید می بینید که مسح کردن همچون معارفه های امروی بوده که یک مقام بالاتر یک فرد جدید المقام را مسح و منصوب می کرده است.

 

بایست در وصف نخستین مخلوق خدا سخن بگوییم.

خداوند در ابتدای آفرینش، روح یک انسان را آفرید و او را رئیس جهان کرد. اقوام و امت‌های جهان به واسط? انبیاء قومشان، مخلوق نخست را می‌شناختند. او در نزد یونانیان با نام لوگوس Logos (عقل کل) معروف بوده است. اقوام سامی‌نژاد او را صوفیا (Sophia) می‌نامیدند که صوفیا نیز به معنای «عقل کل» آمده است.  قوم یهود او را با نام‌ها و القاب مختلفی می‌شناختند مانند: ماشیح (= منجی)(Messiah) ، روح خدا، بندة‌ خدا، مخلوق اول، نور خدا،‌ پادشاه یا رئیس جهان، رسول خدا و برگزیدة او، پیامبر وعده‌شده از ذریة ابراهیم، نور چهرة خدا (وجه الله)،‌ و خصوصیات عظیم دیگ

 

در سنت اسلامی هم می توان دید که حضرت رسول الله، همان است که در بقره/ 30 به عنوان «خلیفة الله» از او یاد شده است. و اذ قال ربَّک للملائکة إنی جاعل فی الارض خلیفةً ...

 

مطابق سور? آل عمران، خداوند از پیامبرانش پیمان می گیرد که دربار? رسول خدا ص در میان قوم خود سخن بگویند و مردم را به او مؤمن کنند: 

وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ النَّبِیِّنَ لَمَا ءَاتَیْتُکُم مِّن کِتَابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنصُرُنَّهُ  قَالَ ءَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلىَ‏ ذَالِکُمْ إِصْرِى  قَالُواْ أَقْرَرْنَا  قَالَ فَاشهَْدُواْ وَ أَنَا مَعَکُم مِّنَ الشَّهِدِینَ(81)

فَمَن تَوَلىَ‏ بَعْدَ ذَالِکَ فَأُوْلَئکَ هُمُ الْفَسِقُونَ(82)

أَ فَغَیرَْ دِینِ اللَّهِ یَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَن فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعًا وَ کَرْهًا وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ(83)

 

سلام .اینکه فرمودید منظور از خلیفه در آیه 30 بقره ، پیامبر گرامی ما بودند ، صحیح است ؟ 

منظور جنس کلی انسان نبوده ؟ چون مورد اعتراض فرشتگان قرار گرفته .

در یک جمله بگویم که طبق برخی احادیث اعتراض فرشتگان به سبب تعلیمی بود که از معلم خود به نام عزازیل گرفته بودند. اما بعد که عزازیل به آدم ع سجده نکرد همه فهمیدند که او کافر بوده و لذا ابلیس و شیطان نام گرفت.

دو تفسیر رایج این است که خلیف? خدا، حضرت آدم ع بوده یا جنس بشری.

 

اما هر دو اشتباه است. زیرا حضرت آدم ع که عمر ابدی ندارد و لذا نمی تواند خلیفه باشد. ثانیاً جنس بشری هم نیست. چون پس مستخلفٌ عنه کیست؟ حیوان که مکلف نیستند!

خلیفه خدا در زمین، حضرت رسول الله است که به کمک دوازده فرزند خود که در حکم خود اویند، از ابتدا تا انتهای تاریخ بر هم? انسان ها حکومت دارند و شاهدان اعمال بشر هستند و در روز قیامت هم قسیم الجنة و النار خواهند بود.

ادام? بحث

هم? اقوام جهان دوست داشتند که پیامبر آخر از میان قوم خودشان باشد. لذا زرتشتی ها معتقد بودند که سوشیانت یک ایرانی است که از دریاچ? ساوه ظهور خواهد کرد. دریاچ? ساوه در شب میلاد نبی مکرم اسلام خشک شد.

 

یهودیان با تغییر ذبیح از اسماعیل به اسحاق مدعی شدند که پیامبر آخر از نسل اسحاق خواهد بود که جد ایشان است.

 

مسیحیان ادعا کردند که ماشیح یعنی پیامبر خاتم، حضرت عیسی است.

اما خداوند تقدیر فرموده بود که پیامبر خاتم از نسل پسر ارشد حضرت ابراهیم ع به دنیا بیاید. و خداوند برای اینکه اسماعیل پسر ارشد حضرت ابراهیم شود، همسر اولش ساره را نازا کرد.

آنطور که بنده احصاء کرده ام، حدود 70 خصلت در خصوص ماشیح در تورات و انجیلها موجود است. اغلب آنها بر حضرت عیسی تطبیق نمی شوند. یهودیان هم معتقدند که منجی مورد نظر آنها هنوز ظهور نکرده و حتی معنقدند که حدود 15 قرن تأخیر کرده است. زمانی را که آنها در تلمود برای ظهور ماشیح معین کرده اند حدود 530 میلادی است و این تاریخ دقیقاً چهل سال قبل از میلاد نبی مکرم اسلام ص است.

 

 برخی بشارت های عهدین در خصوص ماشیح موعود/ حضرت رسول الله ص

 

1. مخلوق اول است (پیدایش 1/ 3 ـ امثال 8/ 22 ـ اشعیاء 40/ 22 ـ کولسیان 1/ 15)

2. نور خداوند (پیدایش 1/ 3 ـ اشعیاء 2/ 5 ـ حبقوق 3/ 4)

3. شاخ? خداوند (اشعیاء 4/ 2 ـ 53/ 2)

4. حکمت و عقل کامل (امثال 8/ 1 و 14 ـ اشعیاء 11/ 2 ـ لوقا 11/ 49)

5. واسط? خلقت موجودات (امثال 8/ 30 ـ یوحنا 1/ 3 و 10 ـ 1تیموتائوس 2/ 5 ـ کولسیان 1/ 16)

6. نبی است (تثنیه 18/ 18 ـ اعمال 3/ 22)

7. پادشاه جهان خواهد بود (مزمور 18/ 50 ـ 45/ 1 و 11)

8. رئیس جهان است (یوحنا 14/ 30 ـ 16/ 12)

9. سلطنت و حکومت ماشیح، پایدار خواهد بود (2سموئیل 7/ 12 ـ اشعیاء 9/ 6 و 7 ـ دانیال 7/ 14 ـ یوحنا 12/ 34)

10. نام او، عجیب است*  (اشعیاء 9/ 6)

 

* باید توجه کرد که نام عیسی(ع) در یهود سابقه داشته است. نام عیسی(ع) که در عبری «یشوع» خوانده می‌شود با نام جانشین موسی(ع) ـ یوشع بن نون ـ معادل است.

 

بحث ماشیح تمام شدنی نیست. ولی دوستان می توانند بررسی کنند که این خصلت ها بر چه کسی تطبیق می شود:

 

28. به وسیلة او شالوم (= اسلام) و کلام خدا به ما می‌رسد (مزمور 147/ 14 و 15 - 29/ 11 - 56/ 4 و 5 ـ اشعیاء 11/ 10 ـ 26/ 3 و 12 ـ 52/ 7 ـ 72/ 3 تا 7 ـ ارمیاء 8/ 15)

29. به زبان غریب با یهود تکلم خواهد کرد (اشعیاء 28/ 10)

30. او وحی خدا را با گوش می‌شنود و با دهان تکلم می‌کند (تثنیه 18/ 18 ـ اشعیاء 59/ 21 ـ اعمال 3/ 22)

31. وحی او مقداری در اینجا و مقداری در آنجا نازل می‌شود [مکه و مدینه] (اشعیاء 28/ 10 و 13)

32. خداوند امورات خلایق را به او سپرده (یوحنا 3/ 35)

33. دارای مُهر نبوت است (دانیال 12/ ـ یوحنا 6/ 27 ـ 3/ 33)

34. از جنوب می‌آید (حبقوق 3/ 3) [«تیمان» کلم? عبری و به معنای جنوب است]

35. محبوب خدا است (اشعیاء 42/ 1 ـ یوحنا 3/ 35)

36. وجه الله (خروج 33/ 14 و 15 ـ اعداد 6/ 25 ـ مزمور 27/ 8 ـ 31/ 16 ـ 34/ 16 80/ 3 و 7 و 16 و 19 ـ اشعیاء 8/ 17 ـ 2قرنتیان 4/ 4 ـ فیلیپیان 2/ 6 ـ کولسیان 1/ 15)

 

50. حکومت او، جهانی است (مزمور 72/ 8)

51. اُمی (= درس ناخوانده) است (اشعیاء 40/ 13)

52. از نسل قیدار (پسر اسماعیل) است (اشعیاء 42/ 11)

53. در هر دو حضور روحانی و جسمانی‌اش، عادلان و صالحان را تقویت می‌کند (اشعیاء 11/ 4  ـ 66/ 15 و 16)

54. و شریران را عقوبت می‌نماید (مزمور 72/ 9 ـ اشعیاء 11/ 4 ـ 40/ 23 ـ 66/ 15 ـ زکریا 13/ 7 تا 9 ـ ملاکی 3/ 2 ـ یوحنا 16/ 8)

55. ناگهان به معبد اورشلیم، وارد خواهد شد (ملاکی 3/ 1) [سفر معراج]

66. آیین او تا پایان جهان باقی است (مزمور 110/ 4 ـ اشعیاء 9/ 6 ـ حبقوق 3/ 6 ـ یوحنا 14/ 16)

67. بعد از ماشیح، پسرش و سپس پسرِ پسرش جانشین وی خواهند شد (مزمور 72/ 1 ـ اشعیاء 59/ 21 ـ حزقیال 37/ 25)

68. ماشیح نخستین انسانی است که رستاخیز می‌کند (اعمال 26/ 23 ـ مکاشفه 1/ 5)

69. در قیامت بر مسند داوری می‌نشیند (متی 25/ 31 ـ رومیان 14/ 10 ـ 2قرنتیان 5/ 10)

70. ماشیح بر تمام انسان‌ها داوری کرده، آنها را به بهشت و جهنم می‌فرستد (متی 25/ 31 تا 46 ـ 2تیموتاؤس 4/ 1)

اوصاف مختلف ماشیح نشان می دهد که او همانند حضرت موسی ع، با دشمنان خدا می جنگد و مؤسس شریعت جدیدی است. نسل و خانواده دارد و بعد از او فرزندانش حکومت خواهند کرد. و اینها بر حضرت عیسی که اصلاً ازدواج نکرد تطبیق نمی شوند. بلکه بر حضرت رسول الله مطابق می آیند.

ادام? سخن این است که حالا چرا خود حضرت رسول الله این وعده را به یکی از فرزندانش داده است. بنده در این خصوص مقاله ای نوشته ام که عزیزان را به مطالع? آن دعوت می‏کنم



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ( شنبه 96/9/18 :: ساعت 6:50 صبح )
»» تاثیر پخش اندام زنان به صورت برهنه در رسانه های غربی

#حجاب_سرمایه_داری 

 

?? خانم شلی گریب " Shelly_Grabe# " دارای دکترای #روانشناسی_اجتماعی از دانشگاه سانتا کروز کالیفرنیا در سال 2008 مقاله ای ارائه داد که موضوعش این بود:

?? "تاثیر پخش تصاویر #اندام زنان در #رسانه ها بر روی #زنان"

 

?? بعد از تحقیقات میدانی بر روی #دختران و #زنان_جوان اعلام میکند که نزدیک به پنجاه درصد از  آنها بخاطر دیدن زنان خوش اندام در #تلویزیون و #مجلات ، دچار نارضایتی از بدن خود میشوند! 

 

?? و این حالت باعث بیماریهای روانی مثل اعتماد به نفس پایین و #افسردگی و حتی بیماری هایی مانند #بولیمیا (پرخوری روانی) و #چاقی (که منبع بیماری های دیگر است) میشود! 

 

?? این مقاله به پشتوانه سه نوع پژوهش  تاکید دارد ، علائم نارضایتی از بدن ناشی از بمباران تصاویر زنان خوش اندام در #رسانه ها حتی روی دختران هفت ساله هم دیده میشود! 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ( جمعه 96/9/17 :: ساعت 8:3 صبح )
»» تطبیق اوصاف ماشیح بر پیامبر صلی الله

اوصاف ماشیح در تورات و انجیل، بر حضرت رسول اکرم(ص) منطبق می شوند و نه امام زمان(عج).

 

با تطبیق تقاویم به دست می آید که بعثت نبی مکرم اسلام در 27 رجب سال 13 قبل از هجرت، در روزهای نخست مهر بوده است.

 

و جالب تر اینکه تولد امام خمینی (20 جمادی الثانی 1320 قمری) نیز در اول مهر 1280 هجری شمسی بوده است.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ( جمعه 96/9/17 :: ساعت 7:20 صبح )
»» شکینا یا شخینا به چه معناست؟

شِکینا یا شِخینا (عبری: ?????‌) واژه‌ای مؤنث در تورات برای توصیفِ حضورِ خداوند می‌باشد. این واژه معمولاً در تورات برای حضور خداوند در هیکل سلیمان در اورشلیم بکار رفته است. 

 

در یهودیت و به خصوص بر پایه تلمود شکینا به عنوان ویژگی مؤنث خدا در نظر گرفته می‌شود.

 

شکینا معمولاً در ارتباط با میشکان در هیکل سلیمان مورد اشاره قرار می‌گیرد.

 

شکینا معمولاً به عنوان روح خدا که می‌تواند تغییرات پیامبر گونه ایجاد کند در نظر گرفته می‌شود. "وقتی تو به کوه خدا نزدیک شدی، که در محدوده حصار فلسطین است، و آن خواهد گذشت و تو به شهر داخل خواهی شد و تو با گروهی از پیامبران ملاقات خواهی کرد که از مقام بالا با یک ساز، یک دف، یک نی، و یک چنگ به پایین می‌آیند؛ و آنها پیامبری خواهند کرد؛ و روح خدا قدرتمندانه بر تو نازل خواهد شد و تو با آنان پیامبری خواهی کرد و به مرد دیگری تبدیل خواهی شد. - اول ساموئل 10:5–6."

 

پیامبران تورات اظهارات زیادی در مورد حضور متافیزیکی خدا به خصوص در هیکل سلیمان بیان کرده‌اند که این حضور معمولاً با شکینا مرتبط است. اشعیای نبی می‌نویسد: «من خدا را دیدم که بر روی عرش خود نشسته بود و در آسمانها بود، و قدرت او معبد را پر کرد» (اشعیا 6:1). حزقیال نوشته است که «ابهت خدای اسرائیل در آنجا (معبد سلیمان) بود بر پایه رویایی که من دیدم».

 

شکینا در کابالا به عنوان جنبه مؤنث خدا در نظر گرفته می‌شود و با سفیروتها در ارتباط است.

لغت شخینا معادل «سکینت» در زبان عربی است. در سور? بقره از تابوت عهد با عنوان «تابوت سکینة» یاد شده است:

"وَ قَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ ءَایَةَ مُلْکِهِ أَن یَأْتِیَکُمُ التَّابُوتُ فِیهِ سَکِینَةٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَ بَقِیَّةٌ مِّمَّا تَرَکَ ءَالُ مُوسىَ‏ وَ ءَالُ هَرُونَ تحَْمِلُهُ الْمَلَئکَةُ  إِنَّ فىِ ذَالِکَ لاََیَةً لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ" (248)

 کلمه آی،ام،گاد.  من خدا هستم روی بدن یا لباس و ... ، نشانگر گرایش‏های کابالایستی است


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ( جمعه 96/9/17 :: ساعت 7:18 صبح )
»» دیدگاه مسیحیان درباره جهنم (جهنم + مسیحیت + مسیحیان + کتاب مقدس)

دیدگاه‌های رایج در مورد جهنم را بررسی کنیم.

1- جهنم به مثابه عذاب جاودانی

(Literal view)

این نظریه، قدیمی‌ترین نگرش پیرامون جهنم است و مهم‌ترین مروجِ آن شخصی است به اسم والورد (J. F. Waloord). آقای والورد معتقد است آنچه کتاب‌مقدس در مورد جهنم می‌گوید را باید به‌طور تحت‌الفظی معنا کرد. جهنم مکان عذاب ابدی گناهکاران است. گناه انسان تأثیری جاودانه دارد، از این رو مجازات آن نیز بی‌پایان است. بنا بر نظر آقای والورد، تمام کسانی که به خدا پشت نموده، مکاشف? محبت او در عیسی مسیح را سرسختانه رد می‌کنند، در آتش ابدی جهنم عذاب خواهند کشید. والورد و پیروانش در توجیه این دیدگاه به این دلایل استناد می‌کنند:

1- شواهد غیر قابل انکار کتاب‌مقدس. ظاهراً خود انجیل چنین می‌گوید. نمونه‌هایی از این دیدگاه را می‌توان در آیات زیر یافت: متی 5:‏22، 29 و 30؛ 10:‏28؛ 18:‏19؛ 13:‏18-23؛ 23:‏15 و 33؛ 25:‏14-30؛ مرقس 9:‏43، 45 و 47؛ لوقا 12:‏5؛ یعقوب 3:‏6؛ دوم پطرس 2:‏4؛ اول تسالونیکیان 5:‏9؛ دوم تسالونیکیان 1:‏9؛ عبرانیان 6:‏3؛ 10:‏27؛ یهودا 7؛ مکاشفه 14:‏13-14؛ 14:‏10-11.

2- عبارت عذاب ابدی را نمی‌توان به شکل دیگری تفسیر کرد. واژ? "ابدی" براستی به‌معنای "بی‌پایان" است.

3- هر دیدگاهی غیر از این، در واقع به آخرت‌شناسی اصیل مسیحی ضربه می‌زند.

4- چنین نگرشی به ما انگیزه می‌دهد تا در امر بشارت با تمام وجود کوشا باشیم.

5- این نگرش مورد تأیید برخی از بزرگان مسیحی همچون آگوستین و جاناتان ادوارد است.

2- درک استعاره‌ای از جهنم

(Metaphorical View)

از مروجان این نظریه می‌توان به مارتین لوتر، جان کالون، جی پکر (J. Packer) و آقای کراکت (W. Crackett) اشاره کرد. طرفداران نگرش استعاره‌ای جهنم بر این باورند که زبان تصویر‌گونه و عمیقاً سمبلیک کلام خدا در مورد جهنم را نباید به شکل تحت‌الفظی تفسیر کرد. برخی از سبک‌های ادبی نیز که در آن‌ها به موضوع جهنم اشاره شده، از نوع ادبیاتی است که پر از تشبیه و استعاره است (ادبیات آپوکالپتیک). جهنم را باید دوری از حضور خدا تعبیر کرد، مانند وضعیتِ پر رنج و عذابِ آدم و حوا پس از اخراج از باغ عدن. کسی که از خدا دور شود، طبعاً خود را در چنان منجلابی خواهد یافت که نامی جز جهنم نمی‌توان برای آن متصور شد. این نگرش، تمام آیاتِ کتاب‌مقدسی‌ای را که در نظریه اول مطرح شد به‌‌صورتِ استعاری تعبیر می‌کند. رنج و عذاب دوری از خدا در واقع حالتی روحی و دردی فکری و هویتی است. درست مثلِ نِی‌ای که از نیستان بریده می‌شود و دیگر به جایگاه اصلی خود باز نمی‌گردد. انسان نیز به‌دلیل سماجت و پافشاری در گناهان خود، از سرمنشاء اصلیِ خود یعنی خدا جدا می‌شود و تا به نزد او بازنگردد، هیچگاه روی آسایش و خوشی نخواهد دید. پیروان این نظریه می‌گویند که عذاب فیزیکی که در آیات کلام خدا از آن صحبت شده برای این است که خواننده متوجه جدی بودنِ تصمیمی که باید در حضور خدا بگیرد بشود، نه آن که این عذاب واقعاً و در مفهومی تحت‌الفظی اتفاق بیفتد.

3- نگرش کلیسای کاتولیک روم

(Purgatorial View)

از نظر کلیسای کاتولیک روم، دو مفهومِ جهنم و برزخ در هم تنیده شده است. اگر چه امکان ورود به جهنم همواره وجود دارد، اما قائل شدن به مقوله برزخ بُعد تازه‌ای به این موضوع می‌دهد. از این رو لازم است نخست نگاهی اجمالی داشته باشیم به مفهوم برزخ از نگاه کلیسای کاتولیک روم.

اگر بشر حیات خود را از خدا دارد، لاجرم سرنوشت او نیز در دست خدایی است که او را آفریده. شکاف اخلاقی بین انسان گناهکار و خدای خالق چنان وسیع است که اکثر انسان‌ها پس از مرگ، هنوز آمادگی رویارویی با خدای قدوس را ندارند. به همین جهت به زمانی احتیاج دارند تا در آن پاک شوند. اگر باز پس از این دوره به عصیان نسبت به خدا دامن زنند، به‌واقع جهنم را برای خود برگزیده‌اند. به‌نظر می‌آید که این نگرش کلیسا در خصوص جهنم، بیشتر با درک استعاره‌ای همخوانی داشته باشد تا با تعبیرِ تحت‌الفظیِ جهنم. گفتنی است که مسیحیان غیرکاتولیک نیز به وجود مرحله‌ای پس از مرگ و پیش از داوری نهایی معتقد هستند که می‌توان آن را وضعیت بینابین(Interim Stage) نامید. منتهی کلیسای کاتولیک این وضعیت را مرحل? پاک شدن و به‌عبارتی تقدیسِ فرد پیش از روبرو شدن با خدا می‌داند. بنابراین از نظر کلیسای کاتولیک، فرایند پاک شدن فرد مسیحی حتی پس از مرگ نیز ادامه دارد و بازماندگان فرد متوفی می‌توانند با دعا و خیرات او را در این امر یاری رسانند.

4- جهنم به مثابه نابودی یکباره و نه عذاب ابدی

(Annihilation View)

شخصی به‌نام کارل پیناک معتقد است که آتش در کلام خدا اغلب کاربردی نابودکننده دارد، نه عذاب‌دهنده. انسانی که شخصاً تصمیم می‌گیرد با خدا بیگانه باشد، در واقع حکم نابودی خود را امضا می‌کند. از نظر پیناک، اِشکال نگرش سنتی (عذاب ابدی در نظریه اول) این است که چون تحت تأثیرِ تفکر افلاطون روحِ انسان را جاودانه می‌داند، عذاب او را نیز جاودانه می‌بیند. در حالی که کلام خدا نمی‌گوید که بشر از ابتدا به‌طور طبیعی جاودانه خلق شده است، بلکه حیات جاودان در واقع هدیه خدا است به شخص ایماندار، و نباید آن را به‌عنوان آنچه جزو دارایی‌های انسان است تعریف کرد. فقط و فقط خدا جاودانه است (اول تیموتائوس 6:‏16). بنابراین نمی‌توان با استناد به جاودانه بودنِ روح انسان، نتیجه گرفت که عذاب او امری ابدی و جاودانه است. گذشته از این، وجود جهنم و بهشت در کنار یکدیگر، علامت سؤالی را پیش روی خدایی می‌گذارد که می‌خواهد کل در کل باشد (اول قرنتیان 15:‏28). به‌قول متفکر بزرگ مسیحی جان استات، این گفته که «همه چیز را نو می‌سازم» (مکاشفه 21:‏5) در فضایی که هنوز عصیان وجود دارد، چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟

پیناک بر اساس شواهد بالا معتقد است که جهنم به معنای هلاکت و نابودی یکباره است. در توجیه این نظریه معمولاً به آیات زیر استناد می‌شود:

مزمور 37:‏2 و 9-10؛ متی 10:‏28؛ مرقس 14:‏1-2؛ اول قرنتیان 3:‏17؛ فیلیپیان 1:‏28؛ غلاطیان 6:‏8؛ دوم تسالونیکیان 1:‏9 و دوم پطرس 3:‏7.

نتیجه‌گیری

همان‌طور که در مقدمه مقاله ذکر شد، هر یک از چهار نظری? فوق خود نقدی بر دیگری‌اند. آنچه واضح است این است که مسیحیان همگی واقعیت جهنم را قبول دارند، اما در چگونگی ماهیت آن با یکدیگر اختلاف‌نظر دارند. با توجه به دستاوردهایی که پیرامون علم تفسیر کتاب‌مقدس برای مسیحیان انجیلی حاصل شده است، می‌توان به دو نگرش "استعاره‌ای" و همچنین "نابودی یکباره" با تأمل بیشتری اندیشید.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ( پنج شنبه 96/9/16 :: ساعت 7:55 صبح )
»» جهنم از دیدگاه کتاب مقدس و مسیحیت

آیا از نظر کتاب مقدس چیزی بنام جهنم، با آتش و سوز وحشتناک، وجود دارد؟

یکی از ترفند های برخی از مبلغین مسیحی برای ایجاد شبهه در ایمان مسلمانان ایراد گیری از هشدارهای خداوند در قرآن کریم نسبت به عاقبت هولناک گناهکاران است. آنها میگویند که خدای اسلام خدایی خشمگین است! اینهمه آی? ترسناک از آتش جهنم در قرآن است! خدای مسیحیت خدای مهر است، خدای محبت و عشق! و بقول آنها "خدا محبت است"!

حتی اخیرا واتیکان نیز وجود آتش جهنم را رد کرده است.

البته مبحث جهنم در کتاب مقدس اندکی مفصل است و نیاز به بررسی و تجزیه و تحلیل دارد. برخی جهنم (شئول در عبری) را به نیستی تعبیر میکنند (مثل شاهدان یهوه) و خود را از شر عذاب ابدی نجات میدهند! اما کتاب مقدس چنین تعبیری را رد کرده است.

در زیر چند نمونه از آیات جهنمی در کتاب مقدس را مشاهده میکنید.

Bible Verses about Hell آیات کتاب مقدس در بار? جهنم    

Revelation 20:10

And the devil who deceived them was thrown into the lake of fire and brimstone, where the beast and the false prophet are also; and they will be tormented day and night forever and ever.

مکاشفه 20 : 10

و ابلیس که ایشان را گمراه می‌کند، به دریاچه آتش و کبریت انداخته شد، جایی که وحش و نبی کاذب هستند؛ و ایشان تا ابدالآباد شبانه روز عذاب خواهند کشید.

Revelatin 19:20

And the beast was seized, and with him the false prophet who performed the signs in his presence, by which he deceived those who had received the mark of the beast and those who worshiped his image; these two were thrown alive into the lake of fire which burns with brimstone.

مکاشفه 19 : 20

و وحش گرفتار شد و نبی کاذب با وی که پیش او معجزات ظاهر می‌کرد تا به آنها آنانی را که نشان وحش را دارند و صورت او را می‌پرستند، گمراه کند. این هر دو، زنده به دریاچه آتش افروخته شده به کبریت انداخته شدند.

Matthew 25:41

"Then He will also say to those on His left, "Depart from Me, accursed ones, into the eternal fire which has been prepared for the devil and his angels;

متی 25 : 41

« پس اصحاب طرف چپ را گوید: "ای ملعونان، از من دور شوید در آتش جاودانی که برای ابلیس و فرشتگان او مهیا شده است.

Matthew 5:29

"If your right eye makes you stumble, tear it out and throw it from you; for it is better for you to lose one of the parts of your body, than for your whole body to be thrown into hell.

متی 5 : 29

پس اگر چشم راستت تو را بلغزاند، قلعش کن و از خود دور انداز زیرا تو را بهتر آن است که عضوی از اعضایت تباه گردد، از آنکه تمام بدنت در جهنّم افکنده شود.

Matthew 10:28

"Do not fear those who kill the body but are unable to kill the soul; but rather fear Him who is able to destroy both soul and body in hell.

متی 10 : 28

و از قاتلان جسم که قادر بر کشتن روح نی‌اند، بیم مکنید بلکه از او بترسید که قادر است بر هلاک کردن روح و جسم را نیز در جهنم.

Matthew 13:40-42

"So just as the tares are gathered up and burned with fire, so shall it be at the end of the age. "The Son of Man will send forth His angels, and they will gather out of His kingdom all stumbling blocks, and those who commit lawlessness, and will throw them into the furnace of fire; in that place there will be weeping and gnashing of teeth.

متی 13 : 40 – 40

40 پس همچنان که کرکاسها را جمع کرده، در آتش می‌سوزانند، همانطور در عاقبت این عالم خواهد شد،   41 که پسر انسان ملائکه خود را فرستاده، همه لغزش دهندگان و بدکاران را جمع خواهند کرد،   42 و ایشان را به تنور آتش خواهند انداخت، جایی که گریه و فشار دندان بود.

2 Peter 2:4

For if God did not spare angels when they sinned, but cast them into hell and committed them to pits of darkness, reserved for judgment;

دوم پطروس 2 : 4

زیرا هرگاه خدا بر فرشتگانی که گناه کردند، شفقت ننمود بلکه ایشان را به جهنم انداخته، به زنجیرهای ظلمت سپرد تا برای داوری نگاه داشته شوند؛

Isaiah 33:14

Sinners in Zion are terrified; Trembling has seized the godless "Who among us can live with the consuming fire? Who among us can live with continual burning?"

اشعیا 33 : 14

گناه کارانی که در صهیون‌اند می‌ترسند و لرزه منافقان را فرو گرفته است، (و می‌گویند): کیست از ما که در آتش سوزنده ساکن خواهد شد و کیست از ما که در نارهای جاودانی ساکن خواهد گردید؟

Psalm 9:17

The wicked will return to Sheol, Even all the nations who forget God.

مزمور 9 : 17

شریران به هاویه خواهند برگشت و جمیع امّت‌هایی که خدا را فراموش می‌کنند،

Ezekiel 32:27

 

"Nor do they lie besid

ESM HEM, [01.12.17 11:30]

e the fallen heroes of the uncircumcised, who went down to Sheol with their weapons of war and whose swords were laid under their heads; but the punishment for their iniquity rested on their bones, though the terror of these heroes was once in the land of the living.

حزقیال 32 : 27

پس ایشان با جبّاران و نامختونانی که افتاده‌اند که با اسلحه جنگ خویش به هاویه فرود رفته‌اند، نخواهند خوابید. و ایشان شمشیرهای خود را زیر سرهای خود نهادند. و گناه ایشان بر استخوانهای ایشان خواهد بود. زیرا که در زمین زندگان باعث هیبت جبّاران بودند.

Proverbs 15:24

The path of life leads upward for the wise That he may keep away from Sheol below.

امثال 15 : 24

طریق حیات برای عاقلان به سوی بالا است، تا از هاویه اسفل دور شود.

Proverbs 23:14

You shall strike him with the rod And rescue his soul from Sheol.

امثال 23 : 14

پس او را با چوب بزن، و جان او را از هاویه نجات خواهی داد.

Proverbs 5:5

Her feet go down to death, Her steps take hold of Sheol.

امثال 5 : 5

پایهایش به موت فرو می‌رود، و قدمهایش به هاویه متمّسک می‌باشد.

Proverbs 9:18

But he does not know that the dead are there, That her guests are in the depths of Sheol.

امثال 9 : 18

و او نمی‌داند که مردگان در آنجا هستند، و دعوت شدگانش در عمقهای هاویه می‌باشند.

Deuteronomy 32:22

For a fire is kindled in My anger, And burns to the lowest part of Sheol, And consumes the earth with its yield, And sets on fire the foundations of the mountains.

تثنیه 32 : 22

زیرا آتشی در غضب من افروخته شده و تا هاویة پایین‌ترین شعله‌ور شده است و زمین را با حاصلش می‌سوزاند و اساس کوهها را آتش خواهد زد.

Mark 9:42-48

"Whoever causes one of these little ones who believe to stumble, it would be better for him if, with a heavy millstone hung around his neck, he had been cast into the sea. "If your hand causes you to stumble, cut it off; it is better for you to enter life crippled, than, having your two hands, to go into hell, into the unquenchable fire, [where THEIR WORM DOES NOT DIE, AND THE FIRE IS NOT QUENCHED.] read more.

مرقس 9 : 42 – 48

42 و هر که یکی از این کودکان را که به من ایمان آورند، لغزش دهد، او را بهتر است که سنگ آسیایی بر گردنش آویخته، در دریا افکنده شود 

43 پس هرگاه دستت تو را بلغزاند، آن را بِبر زیرا تو را بهتر است که شل داخل حیات شوی، از اینکه با دو دست وارد جهنم گردی، در آتشی که خاموشی نپذیرد؛   44 جایی که کِرم ایشان نمیرد و آتش، خاموشی نپذیرد.   45 و هرگاه پایت تو را بلغزاند، قطعش کن زیرا تو را مفیدتر است که لنگ داخل حیات شوی از آنکه با دو پا به جهنم افکنده شوی، در آتشی که خاموشی نپذیرد؛   46 آنجایی که کِرمِ ایشان نمیرد و آتش، خاموش نشود.   47 و هر گاه چشم تو تو را لغزش دهد، قلعش کن زیرا تو را بهتر است که با یک چشم داخل ملکوت خدا شوی، از آنکه با دو چشم در آتش جهنم انداخته شوی،   48 جایی که کِرم ایشان نمیرد و آتش خاموشی نیابد.

Revelation 20:15

And if anyone"s name was not found written in the book of life, he was thrown into the lake of fire.

مکاشفه 20 : 15

و هر که در دفتر حیات مکتوب یافت نشد، به دریاچه آتش افکنده گردید.

Hebrews 1:7

In speaking of the angels he says, "He makes his angels spirits, and his servants flames of fire."

عبرانیان 1 : 7

و در حق فرشتگان می‌گوید که «فرشتگان خود را بادها می‌گرداند و خادمان خود را شعله آتش.»



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ( پنج شنبه 96/9/16 :: ساعت 7:32 صبح )
   1   2   3   4   5   >>   >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

100 خصلت پیامبر صلی الله
103 خصلت مومن از دیدگاه پیامبر صلی الله
آندلس دوم..... طلبه باید
ماشیح
تاثیر پخش اندام زنان به صورت برهنه در رسانه های غربی
تطبیق اوصاف ماشیح بر پیامبر صلی الله
شکینا یا شخینا به چه معناست؟
دیدگاه مسیحیان درباره جهنم (جهنم + مسیحیت + مسیحیان + کتاب مقدس)
جهنم از دیدگاه کتاب مقدس و مسیحیت
تهیه سویق عدس
عشق به خدا
شباهت پیروان یمانی دروغین با محمدعلی باب
اپیلاسیون شرعی
کردستان، داعش وطنی
??قیصری که مسلمان شد??
[همه عناوین(349)]

>> بازدید امروز: 113
>> بازدید دیروز: 219
>> مجموع بازدیدها: 85717
» درباره من

هزاران سؤال

93717

» فهرست موضوعی یادداشت ها
مسیحیت[50] . اسلام[26] . مستبصر[26] . معرفی کتاب[11] . اوانجلیست[10] . تثلیث[9] . خشونت[8] . تحریف انجیل[8] . اقلیت[8] . انحراف مسیحیت[7] . ashura[7] . تحریف[7] . فساد[7] . قرآن[5] . کتاب مقدس[5] . کلیسا[4] . ادبیات فارسی[4] . اشعار[3] . احکام[3] . طنز[3] . مفاسد کلیسا[3] . شیعه[3] . توحید[3] . یاجوج و ماجوج[3] . معما[2] . مفاسد در کلیسا[2] . مسیح[2] . همجنس بازی[2] . کلام اسلامی[2] . یهود[2] . جهنم[2] . ضرب المثل[2] . ختنه[2] . جنسی[2] . زن[2] . شفاعت[2] . محبت[2] . شراب[2] . شریعت[2] . ماشیح[2] . عیسی[2] . غدیر[2] . ازدواج[2] . افزایش جمعیت[2] . افغان[2] . انجیل[2] . انگلیسی[2] . پولس[2] . پیامبر[2] . برتری اسلام[2] . برزخ . بشارت . پاپ . پنطیکاست . پنطیکاستی . اوانجلیست‌ . اولوهیت مسیح . ایران . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله . تاریخ . تبلیغ . تن فروشی . تناقضات . تناقضات کتاب مقدس . انحرافات جنسی . ادیان . اروپا . الوهیت مسیح . امام حسین . امام زمان . امام صادق علیه السلام . امام هادی . امامت . امتحان . امتیازات اسلام . ازدواج مجدد . اسپانیایی . استاد انصاریان . اشکال کتاب مقدس . افراط گرایی . احمدالحسن کذاب، احمد الحسن مهدی دروغین، مهدی، انحراف . احکام . احکام کتاب مقدس . ادبیات . ‌گوشت خوک . 12 . arbaein . ashra . avduj . Christianity . hrgdj هسمشئ . hsghl . hussain . karbala . lsdpdj . shia ashura . shia emam hossien hussain moharram ashura arbaein . Veil . آلمانی . آندلس . ابیونی . اپیلاسیون . اجبار . فارسی . فرق تسنن . فرقه بتریه . عشق به خدا . علم . عموره . قرون وسطی . قیصر . گرایش به تشیع . فساد جنسی . فساد در کلیسا . فساد کلیسا . فیلم . قتل . مباهله . شفا . مستبصران . مقاسد کلیسا . منا . مناظره . مومن . نبوت . نسل کشی . نشانی سایت کتابخانه جامعه الزهرا . نقد فیلم . نومسلمانان . هم جنس بازی . زنا . سدوم . سفره . سهیل اسعد . سوریه . سویق عدس . سیر تحول کتاب مقدس . سیر مطالعاتی مسیحیت . شخینا . جنگ . جنگ های صلیبی . طب . طب سنتی . طلاق . طلبه . حجاب . حضرت ابراهیم علیه السلام . خبر . توسل . ثسمشئ . تجسم . خشونت مسیحیان . خصلت . درمان . دنیا . دوازده . دکتر اقلیما . رسالت مسیح . رشوه . روسپی گری . روسیه . کابل . همجنس گرایی . همجنسبازی . همجنسگرایی . هوشینو . وصله زرد . مسیحیان . معجزه . معراج . یمانی دروغین . کشتار . کشیش فاسد . کشیش هتاک . مستبصرین[-3] .
» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان
کلّنا عبّاسُکِ یا زَینب
چل چلی
رضا صفری
چشمـــه ســـار رحمــت
【∂Đιss ℓσνє ℓ
روستای اصفهانکلاته

» صفحات اختصاصی


» لوگوی لینک دوستان
" alt="وب سایت شخصی یاسین گمرکی " width='85' >



» طراح قالب