سفارش تبلیغ
صبا ویژن

هزاران سؤال

93717

خشونت مسیحیت

در پی قتل سه دانشجوی مسلمان در شمال شرق ایالات‌متحده، کاخ سفید و رسانه‌ها ترجیح دادند که مقابل این اقدام وحشیانه سکوت کنند.


موج اسلام‌ هراسی  که طی هفته‌های اخیر به دنبال ماجرای مشکوک حمله به مجله فکاهی هتاک به ساحت مقدس نبی مکرم اسلام در پاریس شدت گرفته بود. در «چپل هیل» آمریکا بار دیگر خود را نشان داد.
شامگاه روز سه‌شنبه، سه دانشجوی آمریکایی مسلمان، 23 ساله، 21 ساله و 19 ساله (زن، شوهر و خواهر) در نزدیکی دانشگاه «کارولینای شمالی» در «چپل هیل» مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و کشته شدند.کشته‌شدگان، دو خواهر فلسطینی به نام‌های «رزان» و «یسر» همراه با یک پسر اهل سوریه به نام «ضیآء برکات» بودند.
قاتل فردی به نام «کریگ استفن هیکس» 46 ساله است که مدام در صفحه فیس‌بوک خود مطالب ضد اسلام و مسلمانان به اشتراک می‌گذاشته و عقاید ضد اسلام و نژادپرستانه‌ داشته و پس از ارتکاب جرم نیز با خونسردی تمام خود را به پلیس معرفی کرده و از اقدام خود  بسیار خرسند بوده است. این فرد پیش از این در مطلبی در صفحه شخصی خود در فیس‌بوک علیه مسلمانان و حتی مسیحیان مطالبی منتشر کرده و تنها راه حل مشکل خاورمیانه را «الحاد» دانسته بود.
اما این جنایت هولناک با سکوت گسترده از سوی دولت آمریکا و رسانه‌های خبری این کشور مواجه شد. این جنایت و بالتبع سکوت رسانه‌ها و مقامات غربی در مورد آن، واکنش بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی و افکار عمومی را در پی داشته است.
در فیس‌بوک و توئیتر نیز صفحاتی برای اعتراض به این جنایت ایجاد شده است و بسیاری از کاربران در مورد این سه جوان مسلمان نوشته‌اند: «عزیزان ما، برکات، یسر و رزان به سوی پروردگارشان رفتند» یا «آنها در زندگی و مرگشان نمونه بودند».
از شخصیت‌های برجسته‌ای که در صفحه توئیتر خود به این نوع رفتار رسانه‌هایی چون «بی.بی.سی» «سی.ان.ان» و «فاکس نیوز» اعتراض کرده، دکتر «مدس گیلبرت» پزشک معروف نروژی که در جنگ غزه بسیار شهرت یافت، است. وی نوشت: 3 جوان در آمریکا مردند، نه تظاهراتی شد نه اعتراضی، البته هیچ اهمیتی ندارد، چرا که آنان مسلمان بودند.
مقامات انجمن‌های مسلمان در آمریکا نیز بر این باورند اگر قربانیان جنایت «چپل هیل» مسلمان نبودند و برعکس قاتل آن‌ها یک مسلمان بود، اخبار این حادثه به گونه دیگری توسط رسانه‌های آمریکایی پوشش داده می‌شد.
روزنامه ایندیپندنت نیز با اشاره به قتل سه مسلمان آمریکایی نوشت: تنها به دلیل مسلمان بودن مقتولان، رسانه‌های جهان به خوبی این خبر را پوشش ندادند.
به نوشته ایندیپندنت، از آن‌جایی که مقتولان مسلمان بودند، پوشش خبری این اتفاق تنها توسط تعداد معدودی از رسانه‌ها انجام گرفت. نویسنده ایندیپندنت در ادامه می‌پرسد آیا زندگی مسلمانان بی‌اهمیت و خون مسلمانان ارزان است و چرا توجه رسانه‌ای به مسلمانان قربانی جنایت، این‌‌قدر کم است.
پایگاه تحلیلی «آبزرور»  نیز در یادداشتی درباره این جنایت نوشت: اگرچه بدون شک آقای هیکس- قاتل- مسئول این قتل‌های فجیع است ولی تنها مقصر این فاجعه نیست. بخشی از تقصیر این ماجرا و دیگر جرم‌های بر مبنای نفرت که به طور عمده علیه مسلمانان رخ می‌دهد، بر دوش مصون از مجازات بودن گفتمانی است که مسلمانان را در نظر عموم، شرور و اهریمنی معرفی می‌کند.
آبزرور مثال‌های بسیاری از مقامات آمریکایی می‌آورد که در آن افراد بدون دغدغه، تخم نفرت علیه اسلام و مسلمانان را در جامعه آمریکا کاشته‌اند و یادآور می‌شود که در این جنایت فجیع، تمام این افراد می‌بایست سرزش شوند.
نویسنده یادداشت این طور ادامه می‌دهد که «از قتل «چپل هیل» شگفت‌زده نمی‌شوم. با توجه به «اسلام‌هراسی» در داخل کشور و همگام با آن افزایش «تندروی خشونت‌آمیز» در خارج از کشور، آماده حملات اینچنینی بودم.»
روزنامه القدس العربی چاپ لندن نیز در واکنش به این جنایت از قول خالد بیضون استاد دانشکده حقوق دانشگاه کالیفرنیا نوشت: «مسلمانان در صدر اخبار قرار دارند آن هم زمانی که کافی است ماشه را فشار دهند اما وقتی قربانی می‌شوند خبری از آنها نیست». 
مقامات آمریکایی برای برخورد با واقعه قتل این سه دانشجوی مسلمان و رهایی از اتهام اسلام‌ستیزی خود، دو ادعای بی‌اساس را مطرح کرده‌اند، یکی اینکه قاتل اساسا بی‌دین بوده و اسلام و مسیحیت را قبول نداشته، دوم اینکه نزاع بر سر پارک خودرو بوده است!! و این در حالی است که پدر قربانیان جنایت «چپل هیل» در یک کنفرانس خبری  با رد این ادعا‌ها گفت: هیچ بحثی در مورد پارک وجود نداشته است. جنایت رخ داده، بر سر نفرت نژادی بوده است و چون فرزندان من مسلمان بودند، کشته شده‌اند.
اعتراضات
 همزمان با سکوت خبرگزاری‌های غربی درباره قتل این سه جوان مسلمان صدها تن از ساکنان واشنگتن برای ابراز همدردی با خانواده سه دانشجوی مسلمان کشته‌شده در ایالت کارولینای شمالی و اعتراض به بی‌عدالتی صورت‌گرفته تجمع برگزار کردند. 
در واشنگتن، پنج‌شنبه‌شب صدها نفر از ساکنان واشنگتن با در دست داشتن شمع برای سه مسلمان کشته‌شده در ایالت کارولینای شمالی مراسم یادبود برگزار و در آن قتل‌عام این سه نفر را محکوم و به ‌صورت خاموش اعتراض کردند.
به گزارش تسنیم، در این تجمع اعتراضی خاموش مردم دست‌نوشته‌هایی به ‌همراه داشتند که روی آن نوشته شده بود: «اسلام دشمن نیست»، «علیه توهین به اسلام بایستید»، «قلب ما برای شما شکست، روح شما شاد باشد» و «من تقاضا دارم که تمام سفیدپوستان این عمل تروریستی را محکوم کنند».
 عصر پنج‌شنبه مردم انگلیس نیز  در اعتراض به نحوه پوشش‌ خبر کشتار این سه دانشجو  توسط بی‌بی‌سی در مقابل دفتر این شبکه در لندن به تظاهرات پرداختند. 
سازمان‌دهندگان این تظاهرات به نحوه پوشش خبر کشتار چپل هیل در کارولینای شمالی معترض بوده و اعلام کردند که بی‌بی‌سی در مقایسه با پوشش حوادث شارلی ابدوی پاریس، سکوت پیشه کرده است.
صدها فلسطینی نیز صبح جمعه با تحصن در برابر دفتر سازمان ملل متحد در شهر غزه قتل وحشتناک سه دانشجوی مسلمان را محکوم کرده و خواستار محاکمه قاتل شدند.
کیهان

 

رهبری + خشونت مسیحیان

رهبر انقلاب در دیدار نمایندگان اقلیت‌های مذهبی در مجلس:
رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به ادعاهای غرب در مسئله حقوق بشر فرمودند: امروز می‌‌بینید در اروپا، در آمریکا، علیه مسلمانها چه تبلیغاتی انجام می‌گیرد. بحث این نیست که چرا مسلمان‌ها آزادی لازم را در بسیاری از این کشورها ندارند؛ بحث بر سرِ این است که چرا امنیت جانی ندارند!


نمایندگان اقلیت‌های مذهبی کشور در مجلس شورای اسلامی، ششم بهمن ماه با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند. متن کامل بیانات حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای به شرح زیر است: 
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
ما از اسلام آموخته‌ایم که باید با پیروان ادیان دیگر با انصاف و عدالت برخورد کرد؛ این حکم اسلام به ما است. آنچه امروز در دنیا مشاهده می‌شود، این است که قدرت‌ها و دولت‌های مدّعی انصاف و عدالت، هیچ انصاف و عدالتی را جز در دایره‌ سیاست‌های تنگ و محدود و ظالمانه‌ خودشان ملاحظه و مراعات نمی‌‌کنند. شما امروز می‌‌بینید در اروپا، در آمریکا، علیه مسلمان‌ها چه تبلیغاتی انجام می‌‌گیرد. بحث این نیست که چرا مسلمان‌ها آزادی لازم را در بسیاری از این کشورها ندارند؛ بحث بر سرِ این است که چرا امنیت جانی ندارند! یعنی حقیقتاً این‌جوری است. همین فیلم «تک‌تیرانداز»(1) که حالا سروصدایش بلند شده و هالیوود آن را درست کرده، تشویق می‌‌کند یک جوانِ مثلاً فرض کنید مسیحی یا غیرمسلمان را که تا آنجایی که می‌‌تواند و از دستش برمی‌آید، مسلمان را اذیت بکند، اصلاً تشویق می‌کند این معنا را؛ آن‌طور که نقل کردند، ما که این فیلم را ندیدیم. این روش روشِ مورد پسند اسلام نیست؛ اسلام معتقد است به انصاف. امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلاه والسّلام) در آن قضیه‌ حمله‌ به [شهر انبار(2)] می‌فرماید: بَلَغَنی اَنَّ الرَّجُلَ مِنهُم لَیدخُلُ المَرأَه المُسلِمَهًْ وَ الاُخرَی المُعاهِدَه؛ من شنیده‌ام این افرادی که حمله کردند به این شهر، وارد خانه‌ زن مسلمان و زن غیرمسلمان - معاهده یعنی یهود و نصارایی که پیمان دارند و در زیر سایه‌ حکومت اسلامی زندگی می‌کنند - می‌‌شوند و «یأخُذُ حِجلَها» و اذیت می‌کنند اینها را، آزار می‌کنند، ظلم می‌کنند. بعد حضرت می‌‌فرمایند که اگر مسلمان از این غم بمیرد، مورد ملامت نیست! ملاحظه می‌کنید، این امیرالمؤمنین [است‌]. اگر مسلمان از غصّه این بمیرد که سپاهیان دشمن و غارتگران، وارد خانه‌ یک زن غیرمسلمان شدند و او را مورد آزار و اذیت قرار دادند و دستبند او را و حِجِل(3) او را گرفتند، ملامت نباید بشود؛ ملامت نمی‌شود. نظر اسلام این است. ما امیدواریم ان‌شاءالله بر همین روال حرکت کنیم و پیش برویم.
 و خاطرات خوبی هم داریم. من غالباً به منازل شهدای ارامنه و آشوری که رفته‌ام - که امسال هم خوشبختانه موفّق شدم منزل چند شهید ارمنی رفتم - می‌بینم اینها نسبت به کشورشان احساس تعهّد می‌کنند؛ یعنی واقعاً متعهّدانه رفتار کردند. زمان جنگ هم من یادم است که عدّه‌ای از همین مسیحیان ارمنی آمدند اهواز؛ من در فرودگاه دیدم یک جماعتی نشسته‌اند، گفتم اینها چه‌کسانی هستند؟ گفتند اینها ارامنه‌اند، دارند می‌‌آیند جبهه برای کارهای صنعتی - ارامنه در کارهای صنعتی و فنّی و ماشین و این چیزها مسلّطند - و برای کمک و خدمت. آمدند؛ مرحوم چمران اینها را به کار گرفت. مبالغی اینها زحمت کشیدند، خدمت کردند، کار کردند و کسانی هم شهید شدند.
 یکی از [اعضای‌] این خانواده‌های ارمنی که من همین هفته‌ پیش رفتم منزلشان، پسرش سرباز بوده؛ گفت سربازی‌اش تمام شد و ناراحت بود که جنگ هنوز هست؛ [می‌گفت‌] من سربازی‌ام تمام شده و چه کار کنم. بعد گفت اتّفاقاً اعلام کردند مثلاً آن کسانی که سربازی رفتند، چند ماه - سه ماه یا فلان قدر - بیایند مجدّداً جبهه. گفت این خوشحال شد؛ خوشحال شد که باز دوباره فراخوانی کردند؛ آمد و رفت جبهه و بعد هم شهید شد، جسدش را آوردند؛ یعنی این‌جور احساساتی را انسان در بین هم‌میهنان غیرمسلمان ما در کشور مشاهده می‌کند. خب تلاش کردند. و امیدواریم که نظام اسلامی بتواند به وظایف خودش در این زمینه‌ها عمل کند؛ آنها هم حقیقتاً نسبت به کشور با تعهّد به معنای واقعی کلمه رفتار کنند.
 این رفتارهای جمهوری اسلامی را هم در خارج منعکس کنید؛ یعنی واقعاً بدانند، بفهمند در دنیا و دنیای مسیحیت بداند که در کشور اسلامی این‌قدر رواداری نسبت به غیرمسلمانها هست؛ این رواداری‌ای که آنجاها وجود ندارد. و چقدر شما شنیده‌اید مثلاً در آلمان، جوانهای نئونازی - که حالا افتخار می‌کنند که نازی‌اند؛ اسمشان را گذاشته‌اند «نئونازی» - حمله می‌کنند به یک مشت مسلمان، به مسجد مسلمانها؛ می‌زنند، می‌کشند، تعقیب درست و حسابی‌ای هم نمی‌شوند؛ ما هم نشنفته‌ایم. یا آن دختر خانم جوان عرب را که مثلاً فرض کنید که مقنعه داشته یا پوشیه(4) داشته، به‌خاطر حجابش می‌زنند می‌کشند و هیچ‌کس اصلاً دنبال هم نمی‌کند؛ حالا گفتند یک مجازاتی [کردند]؛ آدم فکر نمی‌کند که خیلی جدّی اینها تعقیب می‌شود؛ واقعاً تعقیب هم نمی‌‌کنند. در جاهای دیگر هم همین‌جور؛ در آمریکا و جاهای دیگر و کشورهای دیگر هم متأسّفانه همین‌جور است؛ که خب، اینها مدّعی حقوق بشر هم هستند! اینها را مقایسه کنند با آنچه در ایران می‌گذرد. این چنین چیزی در ایران سابقه ندارد؛ یعنی در دوران اسلامی و جمهوری اسلامی، تعرّض به غیرمسلمان از سوی مسلمانها هیچ سابقه‌ای ندارد. همان جوان حزب‌اللّهی تند و داغ هم هرگز به خودش اجازه نمی‌‌دهد که به یک غیرمسلمانی تهاجم و حمله بکند و مانند اینها. امیدواریم انشاءالله خدای متعال به شماها و به ما توفیق بدهد که بتوانیم وظایفمان را انجام بدهیم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1) فیلم «تک‌تیرانداز آمریکایی» از ژانویه‌ سال 2015 اکران شده است. این فیلم براساس کتابی به همین نام نوشته‌ «کریس کایل» ساخته شده و داستان زندگی واقعی نویسنده‌ کتاب است که سرباز نیروی دریایی آمریکا بوده و به مرور تبدیل به ماشین آدم‌کشی ارتش آمریکا می‌شود و رکورد بیشترین کشتن در جنگ به‌عنوان تک‌تیرانداز را از آن خود می‌کند! این فیلم در چند بخش، نامزد دریافت جایزه‌ اسکار شده است.
2) نهج‌البلاغه، خطبه‌ 27 (با کمی تفاوت)      3) خلخال‌       4) روبنده‌

اسلحه
پاپ : پیرو مسیح، اسلحه نمی سازد

پاپ فرانسیس را با اظهارنظرهای تند در مورد صنایع تسلیحاتی، صاحبان آن و سیاست دفاع از این صنایع می‌شناسند. او 21 ژوئیه در جمع ده‌ها هزار تن در شهر تورین ایتالیا صنایع تسلیحاتی را به گونه‌ای بی‌سابقه به باد انتقاد گرفت.


پاپ فرانسیس می‌گوید، اگر تولیدکنندگان اسلحه و تجهیزات نظامی در حالی که سلاح تولید می‌کنند، خودشان را مسیحی هم بنامند، انسان‌هایی «ریاکار و دورو» هستند. این شدیدترین اظهارنظر در محکومیت فعالیت‌های تسلیحاتی در جهان از سوی بالاترین مقام کلیسای کاتولیک است.

به گزارش خبرگزاری رویترز، پاپ فرانسیس که در جمع ده‌ها هزار جوان در شهر تورین سخنرانی می‌کرد، متن کتبی سخنرانی خود را کنار گذاشت و در مورد جنگ، اعتماد و سیاست با جوانان به گفت‌وگو پرداخت.

او خطاب به جوانان با اشاره به اینکه «کسی که تنها به انسان‌ها اعتماد می‌کند، باخته است»، گفت: این موضوع مرا به تفکر در مورد انسان‌ها، مدیران و تاجرانی وا می‌دارد که خود را مسیحی می‌دانند و همزمان دست به تولید تسلیحات  می‌زنند. این بیشتر منجر به بی‌اعتمادی می‌شود.

پاپ همچنین از کسانی که پیرو مسیحیت هستند و با وجود این در صنایع تسلیحاتی سرمایه‌گذاری می‌کنند، به شدت انتقاد کرد و آن را «ریاکاری» نامید و گفت: آنان چیزی می‌گویند و در عمل کار دیگری می‌کنند.

این نخستین بار نیست که پاپ فرانسیس زبان به انتقاد از صنایع تسلیحاتی و صاحبان این صنایع می‌گشاید. او سپتامبر سال گذشته از این افراد به عنوان «تاجران جنگ» نام برد که «با قلبی فاسد»، «پول زیادی به جیب می‌زنند.»
http://kayhan.ir/fa/news/48196

 

اصلاً مسیحیت با دو چیز در دنیا پیشرفت کرد، یکى جنگ و دیگرى تفتیش عقائد و حالا که مدرنیته و سکولاریزاسیون آمده و مسیحیت به زاویه رفته و به یک تشریفات تبدیل شده، براى جبران گذشته ها تمام ادبیاتشان تبدیل شده به "عشق"، "صلح"، "صفا" و "محبت" در حالی که منابع غنى نظرى در باب اخلاق ندارند، آن طوری که ما در قرآن و سنت داریم. 

یعنى وقتى رسماً در عهدین، یعنى تورات و انجیل، پیامبران که معلمان اخلاقند، اهل شراب و زنا و دروغ معرفى می شوند، مسلماً از این کتاب نمی شود اخلاق دینى تئوریزه کرد. 

 

همین که این ها در غرب دستشان خالى بود از منابع دینى درست براى اخلاق، مجبور شدند به فکر کردن و نظریه دادن درباره اخلاق، اما آن قدر مشوش و متناقض که به نسبى گرایى و شکاکیّت انجامید. 

 

??در عوض ما منابع غنى اسلام یعنى قرآن و سنت و سیره پیامبر و اهل بیت را در اختیار داشتیم که نه تنها کلیات را بیان کرده اند بلکه به ریزترین جزئیات هم اشاره داشته اند مثل اخلاق در خانه، اخلاق اقتصادى، اخلاق جنسى، اخلاق سیاسى، اخلاق در تعلیم و تربیت، اخلاق در پوشش تا حتى اخلاق دستشویى رفتن! 

 

به نظر من اگر در شرق و غرب عالم راجع به اخلاق کلى گویى کرده باشند، در سنت ما، مبانى، کاملاً دقیق و جزئیات کاملاً روشن است. 

منتهى ما مثل بچه پولدارهایى می مانیم که خاطرشان جمع است که حساب بانکى شان پر از پول است و دیگر زحمتى براى برنامه ریزى و کار و تلاش و نظم نمی کنند و چشم بسته دست می کنند توى جیب بابا و یک چیزى برمی دارند. 

 

????این غناى منابع فکرى ما، باعث تنبلى ما شده، تنبلى روحانیت، تنبلى دانشگاه و حوزه، تنبلى رسانه ها و ما مفت خور بار آمده ایم. 

??مثل اقتصادمان که خاطرمان جمع است نفت داریم و این نفت رفو می کند تمام ضعف هاى مدیریتى ما را و هر کجا کم می آوریم دلمان به آن خوش است. 

 

?در مباحث فلسفى و نظرى و اخلاق و حقوق و اقتصاد هم، هر جا که باید بنشینیم و فکر کنیم و عرق بریزیم و بحث و مناظره کنیم و بی خوابى بکشیم و بنویسیم و تحقیق کنیم و پاسخگو باشیم، می گوییم ولش کن آقا! این ها که هست ... 

این است حکایت تنبلى و مفت خورى اى که بر ما در حوزه اندیشه حاکم شده. 

مثلاً می خواهیم راجع به اخلاق صحبت کنیم، یک ربع قبل از جلسه دست مى کنیم و یک کتاب را از کتابخانه برمی داریم و با خود می گوییم خیلى خوب، من همین حدیث را که بخوانم و معنا کنم، دیگر بس است. واقعاً هم بس است، اما این باعث شده که ما دیگر فکر نمی کنیم. 

??و لذا ما از نظر نظریه پردازى در بستر بسیارى از علوم، در یکى دو قرن اخیر عقیم شده ایم. مغزها تعطیل شده و تار عنکبوت بسته و همه به مرخصى رفته اند. 

نتیجه اش این شده که وقتى می خواهیم از اخلاق دینى صحبت کنیم، مجبوریم فقط کلیات را بگوییم و یا آیه و حدیث را فقط ترجمه کنیم. تازه همان را هم درست ترجمه نمی کنیم و همه ابعاد حدیث را خودمان نمى فهمیم که به بقیه بگوییم.

 

این را به شما بگویم، ???تا کسى نفهمد که چه نظریاتى در غرب و شرق، قدیم و جدید درباره اخلاق گفته شده، وللّه اهمیت احادیث اخلاقى ما را متوجه نمی شود. 

??نمى فهمد که این روایت، این سنت و روش، پاسخ پانزده مکتب اخلاقى را در دنیا دارد می دهد. 

این ها را نمی فهمیم، درست مثل بچه اى با الماس گران بهایى در دست که دارد با آن تیله بازى می کند.

استاد رحیم پور ازغدی

"انسان شدگى" سال 1386


 

 

خشونت اجبار مسیحیت محبت

 یک سال بعد از نسل کشی مسلمانان جمهوری آفریقای مرکزی به دست شبه نظامیان مسیحی، این عده از سوی مسیحیان با تهدیدات جدیدی روبرو هستند.
به گزارش خبرگزاری رسا، بعد از ماه ها قتل و کشتار مسلمانان از سوی مسیحیان در جمهوری آفریقای مرکزی، یک گروه مدافع حقوق بشر اعلام کرد که مسلمانان از سوی شبه نظامیان مسیحی به اجبار مسیحی می شوند.
 
خوان مارینر، مشاور ارشد مدیریت بحران در سازمان عفو بین الملل به خبرگزاری فرانسه گفت: شبه نظامیان آنتی بالاکا بسیاری از مسلمانان آفریقای مرکزی را مجبور به فرار از این کشور کردند و در حال حاضر آنانی را که در کشور باقی مانده اند را مجبور به پذیرش مسیحیت می کنند.
 
گزارش عفو بین الملل با که با عنوان "هویت محو شده: مسلمانان در خطر پاکسازی نژادی در جمهوری آفریقای مرکزی" شروع می شود، بیان می کند که مسلمانانی که سال پیش از ترس نسل کشی از کشور خود گریختند، حالا پس از بازگشت با تهدیدات جدیدی مواجهند. آنان ضمن آن که اجازه انجام فرایض اسلامی را ندارند، به پذیرفتن مسیحیت اجبار می شوند و در غیر این صورت با خطر مرگ مواجهند.
 
عفو بین الملل در ادامه گزارش خود می گوید: در جایی که عدم حضور نیروهای صلح بان سازمان ملل بسیار چشمگیر است، مسلمانان به راحتی مورد هدف قرار می گیرند.
 
یکی از جوانان مسلمانی که به اجبار مسیحی شده است در گزارشی می گوید: ما هیچ انتخابی جز پذیرفتن مسیحیت کاتولیک نداشتیم. آنتی بالاکاها قسم خورده بودند که در غیر این صورت ما را می کشند.
 
گفتنی است که بین سال های 2013 و 2014، شبه نظامیان مسیحی آنتی بالاکا، عده زیادی از مسلمانان کشور آفریقای مرکزی را به قتل رسانده و یا آواره کردند. آنان در حملات خود زنان مردان و کودکان مسلمان را به قتل می رساندند و اموال آنان را غارت می کردند.

مسیحیت , خشونت , • نظر
اجبار مسیحیت
خبرگزاری رسا ـ یک سال بعد از نسل کشی مسلمانان جمهوری آفریقای مرکزی به دست شبه نظامیان مسیحی، این عده از سوی مسیحیان با تهدیدات جدیدی روبرو هستند.
به گزارش خبرگزاری رسا، بعد از ماه ها قتل و کشتار مسلمانان از سوی مسیحیان در جمهوری آفریقای مرکزی، یک گروه مدافع حقوق بشر اعلام کرد که مسلمانان از سوی شبه نظامیان مسیحی به اجبار مسیحی می شوند.
 
خوان مارینر، مشاور ارشد مدیریت بحران در سازمان عفو بین الملل به خبرگزاری فرانسه گفت: شبه نظامیان آنتی بالاکا بسیاری از مسلمانان آفریقای مرکزی را مجبور به فرار از این کشور کردند و در حال حاضر آنانی را که در کشور باقی مانده اند را مجبور به پذیرش مسیحیت می کنند.
 
گزارش عفو بین الملل با که با عنوان "هویت محو شده: مسلمانان در خطر پاکسازی نژادی در جمهوری آفریقای مرکزی" شروع می شود، بیان می کند که مسلمانانی که سال پیش از ترس نسل کشی از کشور خود گریختند، حالا پس از بازگشت با تهدیدات جدیدی مواجهند. آنان ضمن آن که اجازه انجام فرایض اسلامی را ندارند، به پذیرفتن مسیحیت اجبار می شوند و در غیر این صورت با خطر مرگ مواجهند.
 
عفو بین الملل در ادامه گزارش خود می گوید: در جایی که عدم حضور نیروهای صلح بان سازمان ملل بسیار چشمگیر است، مسلمانان به راحتی مورد هدف قرار می گیرند.
 
یکی از جوانان مسلمانی که به اجبار مسیحی شده است در گزارشی می گوید: ما هیچ انتخابی جز پذیرفتن مسیحیت کاتولیک نداشتیم. آنتی بالاکاها قسم خورده بودند که در غیر این صورت ما را می کشند.
 
گفتنی است که بین سال های 2013 و 2014، شبه نظامیان مسیحی آنتی بالاکا، عده زیادی از مسلمانان کشور آفریقای مرکزی را به قتل رسانده و یا آواره کردند. آنان در حملات خود زنان مردان و کودکان مسلمان را به قتل می رساندند و اموال آنان را غارت می کردند.

مسیحیت , خشونت , • نظر

شمشیر

قاره آمریکا پر جمعیت‌ترین منطقه مسیحی نشین دنیا و تنها قاره‌اى است که حدود 90 درصد جمعیت آن را مسیحیان تشکیل مى‌دهند. على‌رغم این که مسیحیت کمتر از 500 سال سابقه حضور در این قاره دارد، ولى بیشترین درصد جمعیت مسیحیان دنیا در این قاره زندگى مى‌کنند. امروزه اکثریت مسیحیان کاتولیک در مناطق اسپانیایی زبان این قاره یعنى آمریکاى لاتین زندگى مى‌کنند. بیش از 80 درصد جمعیت منطقه، کاتولیک هستند. اهمیت موضوع از این حیث است که مسیحیت چطور توانست در کمتر از 5 قرن حضور در آمریکاى لاتین، بیشترین جمعیت را در این منطقه داشته باشد. جریان شناسی مسیحیت در این منطقه به ما کمک مى‌کند از سیر تدریجى مسیحى شدن مردم آمریکای لاتین و توسعه کلیساها و عوامل رشد و توسعه آن آگاه شویم. على‌رغم این که مسیحیت در قاره آسیا و منطقه خاورمیانه بنیان‌گذارى شده است و در اروپا سابقه دو هزار ساله دارد منطقه آمریکاى لاتین هم چنان بیشترین جمعیت مؤمنان مسیحى را در خود جای داده است؛ لذا همین امر مى‌طلبد که تحقیق شود که اولاً مسیحیت چطور وارد آمریکای لاتین شده است و چه عواملى در رشد و توسعه آن موثر بوده‌اند. سؤال دیگر این که آیا مسیحیت کاتولیک در این منطقه هم چنان به عنوان کلیساى غالب محسوب مى‌شود یا خیر؟ و چه عواملى سبب ایجاد جریان‌هاى مسیحى و تقویت دیگر گرایش‌های مذهبی و دینى شده است؟

فتح قاره آمریکا و ورود مسیحیت کاتولیک

به دنبال ضعف مسلمانان در اسپانیا به تدریج مسیحیان کاتولیک توانستند در مناطق مختلف اسپانیا مسلمانان را شکست داده و قدرت را به دست گیرند. در سال 1496 اولین حکومت مقتدر کاتولیک برای نابودی پایگاه مسلمانان تشکیل شد. یهودیان اسپانیا مجبور به تغییر دین به مسیحیت یا اخراج از اسپانیا شدند. در همین سال‌ها بود که آمریکا فتح شد. اوایل تشکیل مستعمرات، تعداد کشیشانى که در طول فتوحات در کنار فاتحین حضور داشتند کمتر از مقامات دولتى و نظامى اسپانیایى نبود. اینان فتوحات جدید را تحقق اراده الهى برای توسعه مسیحیت در دنیا مى‌دانستند. در 1493 م، «پاپ الکساندر ششم» اعلامیه‌اى رسمى صادر کرد که به موجب آن و با رسم خط فرضى روى نقشه جهان، مناطق کشف شده تقسیم شدند؛ سرزمین‌هاى قسمت غربى این خط به اسپانیا و قسمت شرقى آن -یعنى برزیل- به پرتغال واگذار شد.

مهاجمان اسپانیایى و دعوت به مسیحیت

بعد از حکم پاپ بر مالکیت اسپانیا بر سرزمین‌هاى جدید، اسپانیایى‌ها به مناطق مختلف این قاره لشکرکشى و بومیان را قتل عام کردند. فرناندو پادشاه اسپانیا، پس از اعتراضات، قطع‌نامه‌ای تنظیم کردند تا سرخ‌پوستان ابتدا به مسیحیت دعوت شوند و الا آماده مرگ باشند. سرخ پوستان از ایمان به مسیحیت سرپیچی کردند و بسیاری از آن‌ها کشته شدند. بعداً‌ که مورد اعتراض واقع شدند، عنوان «صلح‌نامه» را به جای «قطع‌نامه» گذاشتند و در آن به جای تهدید، مزیت‌هاى گرایش به مسیحیت و تبعیت از دستور کلیسا و پادشاهان اسپانیا ذکر شده بود.

مبلغان مسیحى در سرزمین‌هاى جدید

مبلغان مسیحى اسپانیایى، فعالیت مذهبى خود را همزمان با فتح سرزمین‌هاى جدید آغاز کردند. فاتحان اسپانیایی، هر جا که قدم گذاشتند ابتدا صلیب را در کنار پرچم امپراتوری اسپانیا نصب می‌کردند و فتوحات خود را به نام استقرار مسیحیت کاتولیک و گسترش مسیحیت و حاکمیت مقدس پاپ توجیه مى‌کردند. بعد از فتح هر منطقه همیشه کشیشى حضور داشت که دعاى خیر و برکت بخواند، سپس براى آن منطقه یک نام مقدس مسیحى انتخاب مى‌کردند. مسیحی سازی به طور دسته‌جمعى صورت مى‌گرفت و غالباً سرخ‌پوستان به زور مجبور می‌شدند در چنین مراسمى شرکت کنند. اما سرخ‌پوستان على‌رغم انجام غسل تعمید و شرکت در مراسم دینی کلیسا، به اعتقادات به جاى مانده از سنت‌هاى سرخ‌پوستى ایمان داشتند و حتى مخفیانه برای برگزارى آیین‌های عبادى سرخ‌پوستى تلاش مى‌کردند؛ لذا کشیشان تصمیم گرفتند سنت‌های سرخ‌پوستان از فرهنگ، آداب و حتى زبان گویش و نوشتارى آن‌ها را نابود کنند؛ لذا زبان اسپانیایى به عنوان زبان رسمى جایگزین زبان محلى بسیارى از کشورها گشت و در برزیل زبان پرتغالى جایگزین زبان‌هاى بومى شد. فاتحین به دستور کشیش‌ها، معابد را خراب مى‌کردند و به جاى آن کلیسا مى‌ساختند. على‌رغم تلاش‌هاى کلیساى کاتولیک برای انکار اسناد مربوط به جنایات مسیحی‌سازی سرخ‌پوستان، لکن شواهد زیادى در تاریخ ثبت‌شده‌اند که کتاب سوزی سرخ‌پوستان را اثبات مى‌کنند.

نسل‌کشى و قتل عام سرخ‌پوستان غیر مسیحى

بسیارى از اقوام سرخ‌پوست که حاضر به تغییر دین نشدند به کلى قتل عام شدند، بسیارى از بردگی گرفته مى‌شدند و زنان مورد تجاوز قرار مى‌گرفتند، کشتار سرخ‌پوستان به حدی بود تقریباً اکثر جمعیت سرخ‌پوست در آمریکاى لاتین از بین رفتند. در مکزیک کمتر از یک قرن نسل کشى، 93 درصد سرخ‌پوستان قتل عام شده بودند. در ابتداى قرن 16 میلادى جمعیت قاره آمریکاى لاتین 80 میلیون نفر بود که در نیمه قرن 17 میلادى جمعیت قاره به کمتر از 10 میلیون نفر کاهش پیدا کرد. فشار براى مسیحى کردن قاره امریکا تا چندین قرن ادامه داشت، اجبار بومیان به مسیحیت در دوره استعمار سبب شد که بومیان در سال‌های بعد مواضع ضد کلیسایى داشته باشند. در نزد عمده محققان، مقامات و رهبران اسپانیایى، اشخاصى بى‌رحم و سود طلب بودند که تنها هدفشان استفاده از دسترنج و ثروت سرخ‌پوست‌ها بوده است.

عوامل گسترش مسیحیت کاتولیک در آمریکاى لاتین

1. زهدگرایى و ترک دنیا: این ویژگى مبلغین مسیحى، خصوصاً فرانسیسکن‌ها سبب شده بود که حضور این افراد براى فاتحین هزینه‌اى نداشته باشد و نیز به عنوان رقیب در تصاحب غنائم و طلا تلقى نشوند.
2. حضور در میان فاتحین: حضور این گروه‌ها در میان فاتحین اسپانیایى، تجاوز به مناطق مختلف آمریکاى لاتین را به نام تبلیغ دین مسیح توجیه مى‌کرد و همین جنبه قداست بخشی، روحیه و انگیزه زیادى به سربازان مى‌داد.
3. تجرّد راهبان: این سبب شده بود که آن‌ها بدون داشتن تعلق به خانواده و فامیل بتوانند تمم عمر خود را وقف تبلیغ در مناطق فتح شده کنند.
4. تعهد راهبان به تبلیغ مبانى اعتقادى کلیساى کاتولیک: تعهد آن‌ها سبب شده بود که تنها مسیحیت کاتولیک در آمریکاى لاتین تبلیغ شود. راهبان فرانسیسکن مأموریت آموزش و تبلیغ سرخ‌پوستان و دومینیکن‌ها مسئولیت دادگاه‌هاى تفتیش عقاید در اسپانیا و سرزمین‌هاى جدید را بر عهده داشتند.
5. تأکید بر جاذبه‌هاى عرفانى و مکاشفات: این اقدام یکى از عوامل مهمى بود که در تبلیغ و توسعه مسیحیت نقش موثرى داشت.
6. بهره‌بردارى از صنعت چاپ براى نشر و توزیع کتب عرفانى مطابق با آموزه‌های کلیسای کاتولیک
7. تأکید بر آموزش نظام‌مند و تأسیس دانشگاه‌ها و صومعه‌ها و بهره‌بردارى از استعدادهای بومى در تأسیس دیرها و دانشگاه‌هاى مسیحى: البته مدیریت آن‌ها بر عهده راهبان مسیحى ژزوئیت یا فرانسیسکن اروپایى بود.
8. حمایت گسترده پاپ از حضور راهبان و تقدیس ایشان: این امر سبب شده بود راهبان از مناطق مختلف اروپا از جمله اسپانیا، فرانسه، ایتالیا، پرتغال و... برای تبلیغ مسیحیت کاتولیک به آمریکاى لاتین سفر نمایند.
9. حمایت مستقیم پادشاه و ملکه اسپانیا از ترویج مسیحیت و مبلغین مسیحى: این عمل سبب شده بود فاتحین براى توجیه کشورگشایى‌هاى خود بر امر مسیحی‌سازی سرخ‌پوستان تأکید نماید.

همه این عوامل سبب شد که مسیحیت در کمتر از چند قرن تمام قاره آمریکا را فرا بگیرد. امروزه آمریکاى لاتین بیشترین تعداد کاتولیک‌هاى دنیا را در خود جاى داده است. کشور برزیل با داشتن حدود 200 میلیون جمعیت بزرگ‌ترین کشور کاتولیک دنیا است که بیش از 75%جمعیت آن از پیروان این مذهب مى‌باشند.

پروتستان‌ها در آمریکاى لاتین

از ابتداى ورود اسپانیایى‌هاى کاتولیک تا قرن نوزدهم میلادى در طول سه قرن (1492-1808) کاتولیک‌ها به شدت نهضت‌هاى اصلاح‌گراى پروتستان برخورد می‌کردند و اجازه نمى‌دادند که این گروه‌ها در دنیاى جدید وارد شوند و در این مبارزه دادگاه‌های تفتیش عقاید به شدت عمل زیادى با افراد مشکوک برخورد مى‌کرد. یکى از رسالت‌های مبلغین ژزوئیت نیز مبارزه و جلوگیرى از انتشار عقاید پروتستان در دنیا بود. همین ممنوعیت‌ها سبب شد که تا قرن‌ها کاتولیک بتوانند به عنوان تنها کلیساى رسمی در آمریکاى لاتین مطرح باشند.

ممنوعیت ورود کتاب و تبلیغات پروتستان

در پى تشکیل دادگاه‌هاى تفتیش عقاید در اسپانیا هر چند سال یک لیست از کتاب‌های ممنوعه توسط کلیساى کاتولیک اعلام مى‌شد. این کتاب‌ها به علت ترویج اندیشه‌های ضد عقاید رسمى کلیسا، ممنوع اعلام مى‌شدند. البته کتاب‌هاى مذهبى مانند ترجمه کتاب مقدس نیز در فهرست کتاب‌هاى ممنوعه قرار داشت. روش اسپانیایى‌ها در مستعمراتشان به این نحو بود که اجازه نمى‌دادند تبعه‌های کشورهای غیر اسپانیا به مناطق تحت سلطه ایشان وارد شوند و آن را ممنوع اعلام کرده بودند. همین امر سبب شد در منطقه آمریکاى لاتین تنها مسیحیت کاتولیک که دین رسمی کشور اسپانیا بود رشد یابد و فرصت براى مطرح شدن دیگر گرایشات دینى و از جمله تبلیغات پروتستان‌ها به وجود نیاید.

عوامل گسترش پروتستان‌ها و ضعف کلیساى کاتولیک

1. فرمان پاپ علیه فرقه ژزوئیت: گستره، اعتبار و جایگاه آموزشى و علمى ژزوئیت‌ها سبب بى‌اعتبار شدن سایر فرقه‌های مسیحی شده بود. همین امر انگیزه‌هاى مخالفت با این فرقه را در سیاسیّون و رهبران دیگر فرقه‌ها ایجاد نمود. در نتیجه آموزه‌ها، اهداف و اعمال ژزوئیت‌ها مورد انتقاد شدید قرار گرفت و به این ترتیب، مسئله مصلحت از بین بردن فرقه ژزوئیت از حدود اواسط قرن 18 به مسئله اصلى کلیسا و سیاست‌هاى اروپا تبدیل شد. به دنبال عدم حمایت پاپ و واتیکان از ژزوئیت‌ها، اخراج آن‌ها از کشورهاى لاتین در بین سال‌هاى 1759 و 1768 آغاز شد و تضعیف فرقه راه را براى سرکوبى کامل آن هموار کرد.

2. انقلاب فرانسه، ناپلئون و تسخیر اسپانیا: اسپانیا که قدرت برتر کلیساى کاتولیک رومى بود و با فتوحات آمریکاى لاتین ثروتمند شده بود، به واسطه جنگ‌هاى بسیار تحلیل رفته بود. در قرن هجده میلادى نقد کتاب مقدس و زیر سئول رفتن سنت‌هاى کلیساى کاتولیک -که از قرن شانزدهم آغازشده بود- تقریباً سراسر اروپا را فراگرفته بود. با شروع انقلاب فرانسه در سال 1789 و به دنبال آن به حکومت رسیدن «ناپلئون بناپارت» در سال 1799 کلیساى کاتولیک در فرانسه از قدرت کنار رفت و به شدت تضعیف شد. به دنبال ضعف نظامى اسپانیا، ناپلئون در سال 1806 به این کشور لشکرکشى کرد و اسپانیا و پرتغال را اشغال نمود. در این جنگ بسیارى از صومعه‌ها که از پادشاه اسپانیا حمایت مى‌کردند ویران شدند. با تضعیف حکومت مرکزى در اسپانیا فرمانداران و مالیات دهندگان در آمریکاى لاتین علیه حاکمان محلى اسپانیایى شوریدند و کشورهاى آمریکاى لاتین به تدریج تا سال 1855 مستقل و از اسپانیا جدا شدند.

3. مقابله کلیسا با رهبران استقلال طلب: کلیساى کاتولیک منطقه که مهم‌ترین متحد پادشاه اسپانیا در طول دوران استعمار بود، به مخالفت با نهضت‌هاى استقلال برخاست. چون دستگاه اقتصادى و سیاسى گسترده کلیسا در منطقه با استقلال کشورها به خطر مى‌افتاد، لذا کلیسا در طول جنگ‌هاى استقلال مخالفت با فرماندار اسپانیا را محکوم کرده و خود نیز بر ضد جنبش‌هاى استقلال‌طلب و آزادی‌خواه مى‌جنگید. استقلال یافتن کشورهاى لاتین ضربه زندگى به منافع اقتصادی کلیسا بود چرا که هر ساله صندوق‌هاى پر از طلا و نقره از عایدات این زمین‌ها به واتیکان می‌فرستاد. در مقابل، رهبران استقلال‌طلب مانند سیمون بولیوار نیز به مبارزه با کلیسای کاتولیک برخاستند. وى کلیسا را متهم به همکارى با استعمارگران اسپانیایى مى‌دانست و معتقد بود کلیسا در طول قرن‌ها از ایمان مردم سوءاستفاده کرده و با توجیه حق حاکمیت مقدس پادشاه اسپانیا، در خدمت استعمارگران بوده است. کلیسا حرکت‌های استقلال‌طلبانه به رهبرى سیمون بولیوار را محکوم و با شیطانى خواندن آن، مردم را به مقابله با بولیوار فرا خواند. بولیوار در مقابله با کلیسا تا جایی پیش مى‌رود که قرآن کریم را به عنوان مرجعى مناسب براى نوشتن قانون اساسى پیشنهاد مى‌کند.

4. دولت‌هاى ملى و لائیک در منطقه: با روى کار آمدن دولت‌هاى ملى و لائیک در آمریکاى لاتین فعالیت‌هاى کلیسای کاتولیک به شدت محدود شد. پایبندی شدید به سنت‌ها و عدم نوآورى جاى خود را به عقل‌گرایى، رویکرد تجربه‌گرایانه علمى و نقد آموزه‌هاى دینى داد. کلیسا وجهه خود را کم‌کم از دست مى‌داد و با ظهور ایدئولوژى‌های «لائیک» و ضد دینى در این سال‌ها، گفتمان‌هاى ضد دینى در جامعه غالب مى‌شد؛ لذا آزار و اذیت انجمن‌هاى رهبانى و اخراج آن‌ها از برخى کشورهاى منطقه به صورت امرى عادى درآمد.

5. توسعه مراکز علمى و دانشگاهى: هر چند که اولین دانشگاه‌هاى کاتولیک در مکزیک و پرو در سال 1551 ساخته شد. این دانشگاه‌ها مراکزى براى آموزش‌هاى دینى تحت نظر کلیساها بودند. به تدریج در کنار مسائل دینى رشته‌هاى دیگر در این دانشگاه‌ها افزوده شد. اما به تدریج با رشد نهضت‌هاى عقل‌گرایى در اروپا و نفوذ پروتستان‌ها در مراکز علمی دانشگاهى، در آمریکاى لاتین نیز از نفوذ کلیسا در مراکز دانشگاهى کاسته شد و به تدریج تفکرات مخالف کلیسا جایگاه خود را در مراکز دانشگاهى پیدا کرد. البته بومیان و سیاه پوستان نیز با مطالعه تاریخ فتوحات به جنایات کلیساى کاتولیک پى بردند و از آن فاصله گرفته و جذب دیگر گروه‌ها از قبیل پروتستان و سنت‌هاى بومى شده‌اند، البته افرادى که اهل تحقیق و مطالعه در حوزه ادیان هستند بیشتر در مرحله اول ضد کلیسا و بى‌دین و در صورت دسترسى به منابع اسلامى، مسلمان مى‌شوند.

شروع فعالیت رسمى گروه‌هاى پروتستان

به دنبال استقلال کشورهاى آمریکاى لاتین از اسپانیا در آغاز قرن نوزدهم میلادی به تدریج آزادى‌هاى دینى ایجاد شد. دادگاه‌هاى تفتیش عقاید برچیده شد. بسیارى از نویسندگان قانون اساسى کشورهاى تازه به استقلال رسیده از اعضاى گروه‌هاى ماسونى بودند که با کلیساى کاتولیک رابطه خوبى نداشتند و همین امر سبب شده بود قوانین جدید به نفع کلیسا تنظیم نشوند. با ضعف دولت اسپانیا و شروع نهضت‌هاى استقلال‌طلبى به تدریج گروه‌هاى ملى و لیبرال در منطقه به قدرت رسیدند و فعالیت مبلغین پروتستان گسترش پیدا کرد. یکى از علل مهم حمایت دولت‌هاى استقلال یافته از توسعه فعالیت گروه‌های پروتستان، مقابله با اسپانیاى کاتولیک بود. چون در طول جنگ‌هاى استقلال، کلیسا حامى و متحد اصلى استعمار اسپانیا بود. روابط تجارى با کشورهاى پروتستان از قبیل هلند و انگلستان به رشد و توسعه فعالیت‌هاى تبلیغى کمک مى‌کرد. به تدریج با توسعه آموزش و روابط و تبلیغات گسترده این گروه‌ها خصوصاً ارتباط مستقیم با سیاست‌مداران لیبرال، به تدریج پروتستان‌ها که در اواخر قرن نوزدهم تنها یک اقلیت کم اهمیت بودند تبدیل به یک گروه مهم شدند که در پایان قرن بیستم جمعیت قابل توجهى-در برخى منابع بیش از 25 درصد- از جمعیت کل آمریکاى لاتین را تشکیل مى‌دهند.

برگرفته از:

مجله پژوهش‌های منطقه ای پاییز و زمستان 1390، شماره 8 (از صفحه 19 تا 56)، مقاله مسیحیت در آمریکای لاتین، محسن مجتهدزاده


مسیحیت , خشونت , • نظر

پرسش: مگر مسیحیان نمی گویند که دین ما دین خشونت نیست. اگر چنین است پس چه کسی بمب اتم را ساخت و آن را استفاده کرد و هماره مردم را با آن می ترساند؟ آیا اینان مسیحی نیستند؟ آیا مسیحیان نبودند که جنگهای صلیبی را راه انداختند؟ آیا فجایع جنگ های صلیبی را خوانده اید؟ با اندکی مطالعه می بینید که این جنگها به دستور کلیسا بوده است. جالب است که هنوز قیافه صلح و دوستی می گیرید. اگر پاسخی دارید بفرمایید.